زندگی ما شبیه یک بازی گروهی است که قواعدی دارد و لازم است این اصول را بدانیم تا بتوانیم درست بازی کنیم و نقش‌مان به عنوان یک بازیکن را درست ایفا کنیم. اصولی که لازم است بدانیم، تا بازیکن نتیجه‌داری باشیم در واقع قوانین روحانی می‌باشند.

قوانین هستی از ازل تا ابد وجود داشته و خواهند داشت، این اراده و انتخاب ماست که قوانین را باور کنیم یا خیر! در هر صورت اگر از قوانین پیروی کنیم نتیجه‌ی آن را دریافت خواهیم کرد و اگر آنها را رد کنیم پیامدهای آنها را خواهیم گرفت. بدون شک بارها برایتان پیش آمده که این قوانین را تجربه کرده‌اید با اینکه اسمی از آنها را نشنیده بودید اما آن را تجربه کرده‌اید.

زندگی قوانین روحانی زیادی دارد ما قصد داریم قوانین اولیه را برایتان شرح بدهیم تا بعد از شناخت و یادگیری قوانین بازی، در زندگی بهتر و موثرتر بازی کنید.

قانون اول “عشق”

خدواند همیشه عاشق مخلوق‌اش است. حتی وقتی دچار آشفتگی هستید یا از زندگی کردن خسته شده‌اید و شاکر به نظر نمی‌رسید، او از دوست داشتن دست نمی‌کشد، به شما خُرده نمی‌گیرد، قضاوتتان نمی‌کند، صبورانه شنونده و ببینده مخلوق خویش است. ذات مهربان الهی به واسطه فرشتگان و هر آنچه هست، شما را حمایت می‌کند، تشویق می‌کند و راه را برایتان می‌گشاید. به همین سبب درد را هم می‌توان بخشی از عشق دانست زیرا که گاهی اوقات تنها تجربه آسیب دیدن است که می‌تواند به ما فرصتی برای یادگیری بدهد. زمانی که در حال یادگیری هستیم درهای تازه به رویمان گشوده می‌شوند. وقتی با اتکا به خویش درون (خدای درونمان) تصمیم بگیریم در زندگی‌مان هماهنگی، لذت و فراوانی بیافرینیم و هر روز توانمندتر می‌شویم. در واقع وقتی اگر عشق الهی ایمان داشته باشیم، خداوند ایمان عاشقانه ما را بی‌پاسخ نخواهد گذاشت.

امور در نظر خدا همانگونه هستند که در قلب انسان احساس می‌شوند.

قانون” برون آیینه اعماق درون است”

خشمی که در درون دارید، حتی اگر تصور نمی‌کنید که خشمگین هستید، خشم درون شما چنان مدفون شده که دیگر از وجودش بی‌خبر هستید، کاری می‌کند که در زندگی با افرادی مواجه شوید که خشمگین هستند و تجربه‌های خواهید داشت که خشم انکار شده درونتان را به شما باز می‌تاباند. یا اگر احساس طرد شدگی در درون دارید تجربه ترک شدن بیشتری خواهید داشت. در واقع کائنات خود را طوری تنظیم می‌کند که واقعیت شما را منعکس کند. بدون اغراق می‌توان گفت: همانگونه که در درون است در بیرون نیز.

کائنات خودش را دوباره تنظیم می‌کند تا برای شما آن چیزی که باورش دارید را بیاورد.

قانون سوم ” درخواست”

اگر به کسی که بنظر شما نیاز به کمک دارد اما هنوز از شما درخواست کمک نکرده، کمک کنید به احتمال زیاد فرد مقابل کمک شما را نایده می‌گیرد و از کمک شما قدردانی قلبی نخواهد کرد زیرا این رفتار(دخالت در کار دیگران) یک منش ناپسند تلقی می‌گردد. از طرفی براساس قوانین روحانی، وقتی نیاز به کمک دارید باید آن را درخواست کنید. اما نباید انتظار داشته باشید شخصی از راه برسد و جای شما مسائل را حل کند و سررشته اوضاع را در دست بگیرد.

در زمان درخواست کمک از خودتان بپرسید

چگونه می‌توانم…(نیازتان را مطرح کنید)؟ به خاطر داشته باشید پاسخ در خود سوال نهفته است، هر چه پرسش هایتان شفاف‌تر باشد، کمک بهتری دریافت خواهید کرد.

کائنات در انتظار کمک کردن به شماست. همه آنچه باید انجام دهید، درخواست کردن است.

قانون چهارم” جاذبه و جذب”

وجود ما شبیه آهنربایی عمل می‌کند یعنی بعضی از مشخصات ما جذب کننده و بعضی دیگر دفع کننده هستند. در واقع ما ارتعاشات خاصی را با افکار ناخودآگاهمان تولید می‌کنیم که باعث جذب افراد و اتفاقات در زندگی‌مان می‌شود در واقع مشابه، مشابه را جذب می‌کند. ارتعاش درون، ارتعاش بیرونی را جذب می‌کند. اگر چیزی در دنیای بیرون شما آنطور که می‌خواهید نیست، به درون بنگرید و احساسی را که در مورد خودتان دارید را تغییر دهید. آنگاه خود به خود افراد و تجربیات متفاوتی را دریافت خواهید کرد.

قلب شما آهن ربای زندگیتان است، مشابه خود را به خود جذب می کند.

قانون پنجم “قانون مقاومت”

زمانی که احساس خشم یا تقصیر می‌کنیم، در برابر لذت و خوشی زندگی و جلال و بزرگی خویشتن‌مان مقاومت می‌کنیم. سختی هر کاری که تمایلی به انجام یا پذیرش آن نداریم به اندازه مقاومتی است که از خودمان نشان می‌دهیم. ما تبدیل به چیزی می‌شویم که در برابر آن مقاومت می‌کنیم و این مقاومت انرژی ما را در مستهلک می‌کند.

دست از مقاومت بکشید معلوم کنید که در زندگی چه می‌خواهید و شروع به ارسال انرژی جاذب، مهیج و شوق‌برانگیز کنید تا مثبت‌ها به سمت شما حرکت کنند.

قانون ششم ” قانون انعکاس”

هر کس و هر چیز در زندگی‌مان در واقع آیینه‌ای است که خود حقیقی‌مان را به ما نشان می‌دهد. قانون انعکاس به ما یادآوری می‌کند نگاهی به خودمان بیاندازیم و خودمان را ارتقا دهیم. هر چه بیشتر از رفتار یا ویژگی کسی خوشتان نیاید روحتان نیاز بیشتری برای جلب توجه شما در آن زمینه دارد و در نتیجه انرژی بیشتری صرف جلب این رفتار و برای نشان دادن مجدد آن می‌کند، این کار را تا زمانی که شما پیام را دریافت کنید ادامه می‌دهد.

هرچه که بیرون از خویش‌مان تجربه می‌کنیم، آینه‌ای است از چیزی در درونمان.

قانون هفتم ” قانون فرافکنی”

هر آنچه در درونمان داریم چه خوب و چه بد، به دیگران نسبت می‌دهیم. حقیقت این است که ما فقط می‌توانیم خودمان را ببینیم، خودمان را بشنویم، با خودمان حرف بزنیم، از خودمان انتقاد کنیم یا خودمان را تحسین کنیم. یعنی هر تو… هستی اشاره مستقیم به آنچه خودمان هستیم دارد. قانون فرافکنی به ساده‌ترین زبان یعنی “دیگ به دیگ میگه روت سیاه!”

هر چیزی که در دیگری می‌بینید، برگردانی است از جنبه‌ای از خویشتن شما.

قانون هشتم “قانون اتصال”

هر بار که افکار یا کلماتی مبنی بر خشم، آزردگی، حسادت، غبطه یا نیازمندی را بر زبان می‌آورید، بند نازکی بین شما و مساله‌ای که به طور ناخودآگاه آن را تکرار می‌کنید ایجاد می‌شود و شما به آن فکر، فرد یا وسیله وابسته می‌شوید. البته هستی دوست دارد شما خوشبخت باشید اما شما برای دستیابی به خوشبختی بیش از هر چیز به رهایی از قیدها یعنی هرآنچه شما را وابسته می‌کند نیاز دارید. اتصال و وابستگی یعنی عشق شرطی شده! اما عشقی که خوشبختی از آن سرچشمه می‌گیرد عشقی بی قید و شرط است.

رهایی از وابستگی، پیش نیازی است برای بصیرت و آگاهی حقیقی

جهت مطالعه‌ی سایر قوانین هستی در مجله خودیاری عضو شوید.

به خانواده مجله خودیاری بپیوند
با عضویت در مجله خودیاری، به خانواده زنان باهوش و توانمندی می پیوندی که مهارت‌های لازم برای زندگی موفق، شاد و روابطی سرشار از عشق را می‌آموزند.
قدم بعدی چیست؟
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *