من باید بدونم کجا میری و چه می کنی!
مریم تازگی ها متوجه شد یارش یه لحظه هم تنهاش نمیذاره البته اوایل خوشحال بود که هیچ تنها نیست اما
کم کم فهمید که هیچ وقت تنها نمیشه که یکمی با خودش خلوت کنه تصمیم گرفت با شریکش این مسئله را مطرح کنه و بهش بگه که نیاز داره تنها باشه و فکر میکنه لازم نیست اون همه جا همراهیش کنه اما گفتن این حرف آ شروع مشکلات بود چون یارش با عصبانیت بهش گفت چی شده؟ من دلتو زدم؟ نه کس دیگه ای رو زیر سر داری؟ اصلن چرا می خوای تنها بری مگه من مزاحمتم؟!
و از اینجور حرفا… حالا مریم خانم ما در مورد ادامه دادن به این رابطه دودل شده و شک داره کار درستی باشه که با همچین آدم ازدواج کنه…

کسی که مریم جان توصیف کردن آدمی بود که به شدت ترس از دست دادن داشت و برای این که با تجربه ی ترس از دست دادن مواجه نشه شروع کرده بود به حصار کشیدن دور کسی که اصلا دلش نمی خواست از دست بده.
این آقا معشوقش را کم‌کم انداخت توی یه قفس طلایی. اما هیچ پرنده ی آزادی توی قفس خوشحال نیست! یه آدم طبیعی از چک شدن و کنترل شدن های مداوم خوشش نمیاد.
شک کردن به طرف مقابل کمکی به ادامه پیدا کردن رابطه نمیکنه حتی بهانه هایی مثل به زن ها/مردها اعتماد ندارم… هرکدوم از ما وقتی وارد رابطه ای میشیم مسئول ایجاد و حفظ حس امنیت هستیم. اگر این حس رو نداریم یا طرف مقابلمون نداره کاری که به ما کمک میکنه شفاف مطرح کردن موضوعی که آزارمون میده و لازم طوری رفتار کنیم که طرف مقابل در کمال صداقت جواب بده یعنی نترسونیمش که مجبور نشه دروغ بگه.

اگر این موضوع مساله شما هم هست لطفاً جواب این سوالات رو بدید:
سوال اول: با کنترل کردن یارم چی به دست میارم؟
سوال دوم: تا به حال چه دروغ های جدی و مهمی ازش شنیدم؟
سوال سوم: با کنترل کردن یارم چه آسیبی به خودم رابطمون و یار میزنم؟

به خانواده مجله خودیاری بپیوند
با عضویت در مجله خودیاری، به خانواده زنان باهوش و توانمندی می پیوندی که مهارت‌های لازم برای زندگی موفق، شاد و روابطی سرشار از عشق را می‌آموزند.
لوگوی خودیاری
قدم بعدی چیست؟
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *