۱.خودتان را سرزنش نکنید!

این کار نشاط و شادی درونی تان را از بین می برد چون وقتی خودتان را سرزنش می کنید و نسبت های ناروا به خودتان می زنید در ذهنتان می ماند و این مساله دائم تکرار می شود، پیام های منفی روزانه تبدیل می شود به این جمله که “من نمی تونم، من عرضه شو ندارم و …” البته این طبیعی است که نتوانیم بعضی کارها را انجام بدهیم منظور من منصفانه قضاوت کردن میزان توانایی ها و توانمندی هایتان است نه کمتر از آنچه هستید نه بیشتر از توان واقعی تان.

۲.منتظر تایید و تشویق بیرونی نباشید.

خیلی لذت بخش و انرژی بخش است که تعریف و تاییدی هرچند کوتاه از دیگران بگیریم اما نباید منتظر آن بنشینیم، خیلی اوقات مورد حسادت یا کم لطفی یا حتی خشم دیگران هستیم و آنچه که منتظر نشنیدن آن هستیم را بدست نمی آوریم و فکر می کنیم خوب نیستیم در حالی اینکه کسی ما را تایید نمی کند به این معنی نیست که مورد تایید نیستیم. بهترین کاری که لازم است خودمان برای خودمان انجام بدهیم این است که برای کارهایی که تصور میکنیم صحیح و بجا هستند خودمان را تشویق و تایید کنیم. حتی می توانیم هدیه های کوچکی به خودمان بدهیم و باعث شادی درونی مان بشویم بدون اینکه منتظر دریافت تایید و تشویق دیگران باشیم.

۳.نقاط قوت تان را پر رنگ تر کنید.

بهترین کارهایی که می توانید انجام بدهید را به یاد بیاورید… نقاط قوت شخصیت خودتان را هم لیست کنید. همه ی ما چیزهای بخصوصی داریم که می توانیم به عنوان نقطه قوت شخصیتمان به آنها اشاره کنیم شاید کسی می گوید من خوب صحبت می کنم دیگری می گوید من خیلی سریع یاد می گیرم و… هه این نقاط قوت را در ذهنتان یا در یک برگه کاغذ لیست کنید و تا می توانید آنها را تکرار کنید تا به مهارت بالایی در آنها برسید. خوب است لیست نقاط قوتتان را در کیف پولتان نگه داری کنید تا بتوانید آنها را مرور کنید.

۴.به خودتان یادآوری کنید همه کمبودهایی دارند.

کاملا عادی است که بعنوان یک انسان ضعف هایی داشته باشیم، وقت آن رسیده که ضعف هایمان را بپذیریم و با آنها کنار بیایم. دانستن این واقعیت که هر انسانی ضعف هایی دارد به ما برای پذیرش کم و کاستی های شخصیتمان کمک می کند. خوب است صبورانه با خودمان رفتار کنیم.

۵.با آدم های قوی و توانمند دوست شوید.

افرادی که به نظرتان آدم های توانمندی هستند فرصت خوبی برای کمک به ساختن یک شخصیت جدید خواهند بود، دوستان ما بیشتر از چیزی که تصور می کنیم روی شخصیت و منش ما تاثیر می گذارند. برای پیدا کردن دوستان و آدم های قوی که از شما حمایت کنند به کلاس ها و انجمن های حمایتی شهرتان مراجعه کنید. بزودی خود شما هم کسی خواهید شد که دیگران برای رشد و ارتقای شخصیتشان به چنین فردی به عنوان دوست نیاز دارند.

۶.به وسوسه عادت های بد نه بگوید.

نه گفتن به خودتان را تمرین کنید، البته این نه گفتن به سادگی نه گفتن به دیگران نیست. برای تمرین می توانید از چیزهای کم ارزش تر شروع کنید. مثلا به وسوسه تکرار عادت های بدی که دارید اما تمایل به تغییرشان دارد نه بگوید. فرض می کنیم کسی روزانه ۲ پاکت سیگار می کشد اگر در طی روز به یک نخ نه بگوید بزودی مصرف سیگار را کنار خواهد گذاشت.

۷.عادت های جدید و سازنده بسازید.

در مورد ایجاد عادت های جدید چیزهای زیادی می دانید مثلا اینکه برای ساختن عادت جدید لازم است آن را حداقل ۲۱ روز تکرار کنید، یا عادت جدید را با عادت های قبلی متصل کنید تا همراه با آنها انجامشان بدهید. من فکر می کنم بهترین راه برای ایجاد عادت جدید این است که فقط برای یک روز و هر روز به همین نیت آن را انجام بدهم و به خودم بگویم که امروز فقط امروز انجامش می دهم. ضمن اینکه توجه و تمرکز اصلی ذهنم را به این موضوع متمرکز نمی کنم تا نسبت به آن حساس نشود و به عنوان یک کار جانبی آن را بپذیرد و به سادگی انجام بدهد.

 

۸.فرصت تجربه کارهای جدید را به خودتان بدهید.

آخرین کار هیجان انگیز یا انرژی بخشی که برای خودتان انجام دادید چه زمانی بود؟ چه کاری کردید؟ یکنواختی زندگی روزمره خود را چطور کم میکنید؟ همین حالا کمی فکر کنید و بگویید که اگر می خواستید برای تغییر روحیه و حال درونی تان کاری انجام بدهید چه کار می کردید؟

۹.هدفگذاری و برنامه ریزی کنید.

برای تغییرهای بزرگ از برنامه ریزی های کوچک استفاده کنید. هر روز قدمی برای رسیدن به هدفتان بردارید و بنویسید که چطور می توانید به آنچه می خواهید برسید. برنامه ریزی قدم های مرحله ای ما را به نتایج کوچک اما مهم میرساند و همین نتایح کوچک در کنار هم تبدیل به نتایج بزرگ و بزرگتری می شوند. زندگی برای رسیدن به هدف فقط همین امروز را به ما می بخشد و لازم است از همین امروز برای رسیدن به اهدافمان استفاده کنیم.

۱۰.با خودتان دوستانه رفتار کنید.

همه ما اشتباه می کنیم همه ما! صدایی که در سر ما سخن می گوید و مدام ما را به چیزهای مختلف محکوم می کند یا اینکه مدام از چیزهای منفی صحبت میکند نیاز به مدیریت شدن دارد، این ما هستیم که صاحب ذهنمان هستیم و می توانیم با هوشیاری و توجه به پیام های والد درونمان آن را کنترل کنیم و به جای پیام ها و سرزنش های همیشه منفی پیام های مثبت جایگزین ایجاد کنیم. به جای من نمی توانم بارها از خودتان سوال کنید اگر بتوانم چه می شود؟ یا به جای خسته هستم با خودتان بارها تکرار کنید که از انجام کارهایم انرژی می گیرم. مهم است که این جمله های مثبت را با ایمان و احساس واقعی بیان کنید به خودتان دروغ نگویید. هر وقت متوجه صدای درونی منفی تان شدید چند لحظه صبر کنید و ببنید چه جمله مثبت و سازنده ای می توانید جایگزین آن کنید. بهترین راه برای تغییر این جمله ها این است که فرض کنید شما دوستی بیرون از خودتان هستید و می دانید که خودتان چقدر توانمند و با استعداد هستید اما خیلی منفی باف، به عنوان یک دوست واقعی در مقابل هر حرفی که نشان دهنده منفی بافی و سرزش است جمله مثبت و سازنده ای را گوش زد کنید، انقدر این کار را انجام بدهید که دوست منفی بافتان آن را بپذیرد.

۱۱.شخصیت جدید و تاثیرگذاری برای خودتان تجسم کنید.

تصور کنید که قدرت خلق خودتان را دارید، دوست دارید این من جدید چه ویژگی هایی داشته باشد و چه طور آدمی باشد؟ خودتان را همان طوری که آرزوی بودنش را دارید تصور کنید و ببینید چقدر با آن من ایده آل فاصله دارید؟

۱۲.از من قدیم به من جدید کوچ کنید.

وقتی خود جدیدتان را با تمام جزییات و ریزه کاری های شخصیتش تصور کردید، متوجه فاصله یا  شکافی که با خود فعلی تان دارید خواهید شد. خیلی از خود ایده آلتان دورید یا با کمی تلاش به او می رسید؟ هر چه باشد نیاز به برداشتن قدم های برای رسیدن به من ایده آل دارید، هر چه لازم دارید را مهیا کنید و به سوی من تازه تان قدم بردارید. مهم ترین چیز در کوله بارتان شفقت و مهربانی با خودتان و پذیرش خودتان به عنوان یک انسان ارزشمند و قابل اعتماد است.

 

محصولات مرتبط پیشنهادی

برای مطالعه بیشتر در مورد عزت نفس، این محصول رو پیشنهاد می کنم:

چرا نسبت به طرد شدن انقد حساسم؟

من از ترس اینکه طرد بشم، نظرمو نمی گم. خیلی وقتا چون می ترسم کسی منو قبول نکنه و طردم کنه، به آدما نزدیک نمی شم. وقتی با کسی تلفنی حرف می زنم حتما اول من قطع می کنم غیر این باشه حس می کنم تلفن رو بروم قطع کرده. این حس طرد شدن واقعا عذابم میده و خیلی وقتا فرصت های خوب زندگی مو ازم می گیره.

ادامه مطلب

برای شروع ابتدا معنی عزت‌نفس را با هم مرور کنیم تا بدانیم در مورد چه سخن می‌گوییم. عزت نفس تجربه‌ای است که به واسطه آن خود را مناسب زندگی و رشد می‌دانیم. داشتن آن به ما فرصت می‌دهد احساس بهتری داشته باشیم و بهتر زندگی کنیم و از فرصت‌های زندگی بیشتر بهره‌برداری کنیم. میزان عزت‌نفس روی اعمال و احساساتمان تاثیر مستقیم دارد و البته برعکس آن نیز صادق است. نتیجه عزت‌نفس بالا، رفتار عقلانی، تمایل به تغییر، اذعان به اشتباه، خیرخواهی و دگرخواهی، همکاری و تعاون، واقع گرایی و خلاقیت و استقلال و همین طور انعطاف‌پذیری است.

ادامه مطلب

تا بحال برایتان پیش آمده که به خاطر کم رویی فرصت بی نظیری که در اختیارتان قرار گرفته را ازدست بدهید یا اینکه به خاطر خجالتی بودن و ترسیدن از مسخره شدن به خاطر دادن جواب “نه” به دیگران چیزی را بخورید یا مصرف کنید، در حالی که واقعا مایل به استفاده از آن نبوده اید؟ مطمئنم می دانید که کم رویی چه بلایی هایی می تواند سرمان بیاورد، حتی به اندازه خود خوری کردن سر کلاس و ندادن جواب درستی که به درست بودن آن مطمئن هستیم… برای مواجه شدن با کم رویی چه می شود کرد؟

ادامه مطلب

خودم را کاملا از دیگران جدا کرده ام چون فکر می کنم من آدم گوشه گیر و منزوی هستم. هر چند که مطمئن نیستم که واقعا گوشه گیر و منزوی باشم. خیلی اوقات افرادی که دائما در جمع و با دیگران هستند را نقد می کنم و فکر می کنم آنها از سر بی کاری و بی هدفی در جمع ها هستند. من تمایلی به داشتن رابطه دوستانه یا رابطه عاطفی با کسی ندارم.

ادامه مطلب

خیلی وقت ها بدون هیج دلیلی عصبانی هستم در واقع همیشه عصبانی و نگران هستم. در حدی که کل بدنم دچار گرفتگی و فشار هست. گاهی وقتا نمی تونم روی کارهام حتی کارهای ساده تمرکز کنم چون خیلی راحت حواسم پرت میشه و عصبانی و پرخاشگر می شم.

ادامه مطلب

مادرهای امروز ، متفاوت از مادرهای دیروز و نیازمند حمایت از طرف مادرهای خوشون هستند! مادرهای امروزی بنظر میاد لازمه که دست از کلاس ها و دوره های زندگی مدرن برای پرورش جسم فرزندمون برداریم و به سراغ مادران دیروز بریم و مادری کردن رو از آنها یاد بگیریم.

دانلود این پادکست

توی پادکست قبلی به چنتا مورد که باعث میشه رابطه‌ی ناسالم رو رها نکنیم اشاره کردم و توی این پادکست به ادامه ی مطلب می پردازم. مواردی که توی فایل صوتی قبلی بهشون اشاره کردم اینا بودن: وقتی می خواهیم از کسی که تصور می کنیم به ما وابسته ست جدا بشیم وجدان درد می گیرم و احساس گناه می کنیم، گاهی اوقات هم به شدت و زیاده از حد به دیگران علاقه مند می شیم و دیگه توان فکر کردن به رابطه ی ناسالم رو از دست می دیم.

بعضی از ما فکر می کنیم اگر تنها بمونیم یعنی بزودی می میریم! بعضی هامون هم از آسیب رسوندن به خودمون و تنبیه کردن خودمون لذت می بریم. در ادامه ی به چند مورد دیگه اشاره می کنم با من همراه باشید.

ادامه مطلب


همگی مون رابطه های زیادی داشتیم که همون اوایل احساس کردیم که یه رابطه‌ی نا سالم و بهتره کات کنیم، اما ادامه دادیم… متاسفانه خیلی از رابطه هایی که به ازدواج و زندگی مشترک ختم شدن جز همین رابطه ها بودن و هستن شاید مهمترین دلیلیش اینکه خارج شدن از یه رابطه واقعا کار ساده ای نیست.
کار راحتی نیست که خیلی منطقی بشنیم و با روش گفتگوی مسالمت آمیز دل بکنیم! شاید آدم هایی که خیلی منطقی هستن و زیاد احساسات به خرج نمیدن بتونن اما برای کسایی که احساسی هستن این کار شکستن شاخ قول حساب میشه. حالا واقعا چرا خارج شدن از یه رابطه ی غیرسازنده که می دونیم به درد ما نمی خوره انقد سخته؟

ادامه مطلب

شاید باورتون نشه اما برای ترس از ازواج یه اصطلاح عملی وجود داره!
در علم روانشناسی به ترس از ازدواج و ترس های غیر عادی در مورد تعهد می گن گاموفوبیا… این ترس یه ترس غیر واقعی و زیاد از پذیرش تعهد و قبول کردن زندگی مشترک و ارتباط ثابت و صادقانه با یک آدم برای همیشه ست. البته لازمه یه توضیحی بدم، این خیلی طبیعیه که مجردها از ازدواج بترسن و نگرانی هایی در موردش دارن چون بعد از تولد مهم ترین اتفاق زندگی هر کسی هست با این فرق که ما در تولدمون نقشی نداریم اما در ازدواجوم نقش اصلی رو ایفا می کنیم و طبیعیه که نگران و مضطرب باشیم در موردش… پس این گاموفوبیا چیه؟ خوب گاموفوبیا هم مثل همه ی فوبیا ها به ترس اغراق شده و بیشتر از حد معمول گفته میشه.

ادامه مطلب