راز اول : بیشتر با خدای درونتان ارتباط برقرار کنید.

آرامشی که در ذکر نام خداست، به طور شگفت آوری به قلب انسان می نشیند. ما مثل نوزادی که به مادرش نیاز دارد به این آرامش نیاز داریم. خدایی که در دل دارید بهترین آرامش بخش شماست و همیشه در دسترستان است. خدا را می توانید در نماز و عبادت پیدا کنید، می توانید در گفتگوی پر مهر با خودتان یا در محبت کردن بی نام ونشان به یک نیازمند یا هر شکلی که به شما حال خوب آرامش می دهد ایجاد کنید. این جمله بسیار برای من الهام بخش است: یاد خدا آرام بخش قلب هاست. شما چقدر و چطور در قلبتان با خدا ارتباط دارید؟

راز دوم : کمی مکث کنید، به قضاوت هایتان شک کنید.

هر اتفاق زوایا و ابعاد مختلفی دارد و می شود از دیدگاه های متفاوتی به آن نگاه کرد. اما ذهن ما به یک دیدگاه قدیمی عادت کرده است. وقتی اتفاقی می افتد ما طبق روال ذهنمان به آن نگاه می کنیم و با همان دیدگاه همیشگی در مورد آن مساله قضاوت می کنیم و تصمیم گیری می کنیم. یک لحظه صبر کنید… افکارتان همیشه درست بوده اند؟ قضاوت هایی که در مورد مسایل دارید همیشه بهترین قضاوت ها هستند؟ شما هرگز اشتباه نکرده اید؟ اگر پاسخ شما به این سوال نه است لازم است به قضاوت هایتان شک کنید و قبل از اینکه با اطمینان فکری را بیان کنید یا رفتاری را نشان دهید کمی مکث کنید و سعی کنید از زاویه دیگری به آن اتفاق نگاه کنید. از خودتان بپرسید اگر فلانی (کسی که نظرات و طرز فکر او را قبول دارید) در این موقعیت چه فکر یا رفتاری می کرد؟

راز سوم: احساسات تان را بشناسید.

إحساس هایی مثل ترس، غم، شرم، گناه،‌ خشم، ‌غیض و عشق إحساس های اصلی ما هستند. هر کدام از این إحساس نشانه های فیزیکی و روانی خاصی دارند. نشانه های عواطف و هیجان های خودتان را بشناسید و با آنها توجه کنید. مثلا توجه کنید وقتی غمگین هستید در بدنتان چه تجربه ای دارید؟ بغض دارید؟ بدنتان را جمع می کنید؟
توجه کردن به حواس پنجگانه به شما به درک بهتر احساساتتان کمک می کند. برای تقویت حواس خود می توانید مثلا موقع دوش گرفتن به صدای آب گوش کنید و جریان آب روی بدنتان را حس کنید، می توانید کمی از طعم آب را بچشید، چشم های خود را باز و بسته کنید و نفس عمیقی بکشید و سعی کنید آرامش حاصل از این پاکی را تجربه کنید.

راز چهارم : اطرافتان را از وسایل اضافی خلوت کنید.

همین امروز در خانه یا محل کارتان قدم بزنید، به اشیا و لوازمی که می بینید توجه کنید و از خودتان بپرسید به این نیاز دارم یا نه؟ کمد لباس هایتان را چک کنید کدام لباس ها دیگر برای سایز شما مناسب نیست؟ کدام لباس ها را نمی پوشید می توانید به کسی ببخشید؟ کتاب های قدیمی، یادگاری ها، همه چیزهایی که حدس زده اید روزی به دردتان خواهد خورد خلاصه هر چیزی که دارید را بررسی کنید. بعد از جدا کردن این وسایل تصمیم بگیرید که یا آنها را در سایت های فروش محصولات دست دوم معرفی کنید یا آنها را به دیگران ببخشید. این کار حس سبکی و رهایی به انسان می دهد و در عین حال انرژی های راکد شده را رها می کند و فضایی برای ورود انرژی های جدید ایجاد می کند.

راز پنجم : آرامش در درون شماست.

آرامش فاصله بین دو احساس است، بعد از تجربه احساس هایی مثل غم و خشم و حتی شادی تا ایجاد شدن احساس بعدی حالتی ایجاد می شود که به آن آرامش گفته میشم شود. آرامش در خلوت درونمان است کافی است به درون خودمان باز گردیم. کافی است چشم هایتان را ببندید، نفس عمیقی بکشید و بدون هیچ تلاشی به صدای آرام درون ذهنتان توجه کنید. گوشه ای در ذهنتان روشنی کوچکی وجود دارد که دروازه آرامش دورن شماست. بهترین جایی که می توانید آرامش را در آن پیدا کنید درون خودتان است.

راز ششم : خودتان را بپذیرید.

بعضی ها به صورت مادرزادی حالت خاصی دارند مثلا دچار معلولیت فیزیکی یا ذهنی هستند، این طبیعت جسم و جان آنهاست، بعضی دیگر هم نه تنها هیچ نقص عضوی ندارند بلکه زیبا و سالم و توانمند هستند اما بخاطر اضافه وزن یا کوتاهی قد یا هرچیز دیگری. پذیرفتن خودمان مهمترین کاری است که لازم و ضروری است که در زندگی مان آن را انجام بدهیم. قدم اول پذیرش، قبول کردن جسم و شرایط فیزیکی مان است، قدم بعدی پذیرش آنچه هستم با تمام و کم و کاستی هایی که داریم.

راز هفتم : حریم شخصی خود و دیگران را رعایت کنید.

لازم است یاد بگیریم برای خودمان حد و حدود مشخصی تعیین کنیم، حریم شخصی مان به دیگران نشان بدهیم و براساس درجه نزدیک بودن افراد به خودمان با آنها رفتار کنیم و البته لازم است حریم خصوصی دیگران را بشناسیم و حد و حدودمان را رعایت کنیم. در زندگی دیگران کنجکاوی نکنیم، سوال های خصوصی را بدون هماهنگی و بی مقدمه نپرسیم، در مورد وزن و تغییر حالت چهره دیگران نظر ندهیم. برای حفظ آرامش و راحتی خودمان در فاصله مناسبی از دیگران قرار بگیریم.

راز هشتم: از یک زاویه جدید به دنیا نگاه کنید.

یک مکعب مربع چند وجه دارد؟ قطعا بیشتر از یک وجه!
مسائل زندگی ما هم مثل هر مکعب مربعی از چند وجه و جنبه ساخته شده اند. ما به نگاه کردن فقط از یک وجه عادت کرده ایم. لازم است دست از عادت های زندگی مان برداریم و زندگی واقعی را در لحظه اینجا و اکنون تجربه کنیم.افکار و باورهایتان را به چالش بکشید. اگر باور دارید که نمی توانید از خودتان سوال کنید اگر بتوانید چه؟ سعی کنید تمام باورها و افکار همیشگی تان را زیر سوال ببرید. نتیجه های جالبی از این چالش خواهید دید.

راز نهم : روی نقاط قوت تان تمرکز کنید.

من و شما مثل هر انسان دیگری نقاط ضعفی داریم و در عین حال نقاط قوت فوق العاده ای داریم. کمی با خودتان خلوت کنید و نقاط قوتی که دارید را مرور کنید، کدام یکی از آنها برای شما ایجاد درآمد می کند، کدام یک حال خوشی در شما ایجاد می کند؟ کدام یک به شما احساس متفاوت بودن، خاص و منحصر بفرد بودن می دهد؟ با خودتان مهربان باشید و تمام چیزهای خوبی که در خودتان سراغ دارید را بگویید. نقاط قوت تان نیز به توجه و تکرار دارند، نیاز به توجه و گسترش پیدا کردن دارند. به آنها توجه کنید و برای گسترش دادن آنها برنامه ریزی لازم را کنید.

 

محصولات مرتبط پیشنهادی

برای مطالعه بیشتر در مورد عزت نفس، این محصول رو پیشنهاد می کنم:

دانلود رایگان کتابچه من دوست داشتنی
چگونه می توان به راز تجربه عشقی ماندگار و آرامشی حقیقی در زندگی دست پیدا کنیم؟
در این کتابچه 25 صفحه ای رایگان، به همراه دو فایل صوتی مکمل، یاد می گیریم:

• چطور به خودمان عشق بورزیم؟
• از چه روش هایی به خودمان و دیگران نشان می دهیم که خودمان را دوست نداریم؟!
• موانع دوست نداشتن خودمان را شناسایی و آنها را رفع کنیم.
• از طریق تکرار جملات تاکیدی مثبت، ارتباط بهتری با درونمان ایجاد کنیم.
:پیشنهاد خودیاری
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *