شادی تان به شادی دیگران وابسته است؟
دائم نگران نظر و قضاوت دیگران هستیم زیرا فراموش کرده ایم خودمان را دوست داشته باشیم.
عشقی که در دیگران دنبال آن هستیم در درون خودمان وجود دارد و هر لحظه به امید دیده شدن و ستایش شدن است.

دوست داشتن خودتان، مهم ترین کاری است که فقط خودتان به بهترین شکل قادر به انجام آن هستید. البته اگر خودتان را سزاوار عشق بدانید و بخواهید حقیقتا با شفقت با خودتان رفتار کنید.
این محصولات را به شما پیشنهاد می کنیم:


مطالعه این مطالب را به شما توصیه می کنیم:

اهمال‌کاری یعنی چه؟!

اهمال‌کاری یا به تعویق انداختن کارها و تصمیمات برای هر کسی در برهه‌ای از زندگی رخ داده است. بنظر می‌رسد اضطراب و نگرانی منجر به اهمال‌کاری می‌شود. در واقع در یک چرخه معیوب، اهمال‌کاری هم منجر به افزایش اضطراب می‌شود.
ممکن است اینطور خودتان را متقاعد کنید که آنچه در حال انجامش هستید مهم‌تر از کارهای اصلی‌تان که به تعویق انداخته‌اید است. اما هر چه زمان می‌گذرد اضطراب شما بالاتر و بالاتر می‌رود زیرا می‌دانید موعد اتمام کار یا اعلام تصمیم نزدیک می‌شود. ترس از قضاوت شدن، افکار منفی مختلفی که مانع به نتیجه رسیدن تلاشتان می‌شود احساس گناه و تمام افکار و احساست بدی که نسبت به خودتان دارید نشانه‌های این اضطراب هستند.

ادامه مطلب …

خودمو دوست ندارم چون هزار دلیل برای دوست نداشتن خودم دارم!

این روزها کلیشه های زیادی در مورد دوست داشتن خودمان در اینترنت و کتاب های خودیار می بینیم. البته در دل این کلیشه ها رگ هایی از واقعیت هم وجود دارد! مربی های زیادی به ما می گویند باید خودت را دوست داشته باشی چون اگر خودت را دوست نداشته باشی به صورت ناهوشیار خودت را لایق شادی،‌ ثروت و موفقیت نمی بینی! یا اگر خودت را دوست نداشته باشی دچار بیماری می شوی! زودتر پیر می شوی! شما بی هدفی و نتیجه نداشتن و همینطور اضطراب دائمی را هم به این دلایل اضافه کنید!

وقتی دقت می کنیم می بینیم کسی به ما نمی گوید چطور خودمان را دوست نداریم؟ چه کارهایی میکنیم که نتیجه‌اش میشود دوست نداشتن خودمان؟

ادامه مطلب …

این طبیعت زنده بودن است که زندگی هرکسی سرشار از موقعیت ها و اتفاقات خاصی باشد. ما در طول زندگی با نگرانی های زیادی مواجه می شویم، حتی اگر خودمان به طور مستقیم با مساله ای درگیر نباشیم اطرافیان ما مسائلی دارند که ما را نگران می کند. اما آیا نگران بودن و ترس از اتفاقی که نمی دانید چطور و چه زمانی قرار است بیفتد کمکی به بهبود اوضاع یا حل مسئله ای که دارید می کند؟ احتمالا جواب شما به این سوال نه است و بعد خواهید گفت خوب چه کنم دست خودم نیست… دائما برای فلان کس و فلان مسئله نگرانم و میترسم اینطور یا آنطور شود … چطور نگرانی هایم را رها کنم؟ کاری نمیشود کرد…

خبر خوبی براتون دارم ما می توانیم دست از سر نگرانی هایمان برداریم اما چطور؟

ریشه مشکل، عدم توانایی در رها کردن است.

بیشتر از اینکه در لحظه ای که در حال گذراندن آن هستیم حضور داشته باشیم در خاطرات گذشته یا تصوراتمان از آینده ای هستیم که چیزی از آن نمی دانیم. تصور کنید اگر مثلا موقع شام خوردن به جای فکر کردن به حرف های خانم یا آقای فلانی یا قیمت ارز و سکه؛ به طعمی که در حال چشیدن آن هستید فکر کنید چه تجربه ای خواهید داشت؟ اینکه این طعم چقدر برای شما مطلوب است… چه احساس خوشایندی به شما می دهد… این فکر و احساس چقدر آرامتان می کند؟

مسئله اینجاست که ذهن نگران رها کردن مسائلی است که دائم خودش را با آنها درگیر می کند و برای ما چیزی جز خشم، اضطراب و افسردگی، ناامیدی و نگرانی های روزمره به همراه ندارد.

در ادامه به مواردی که باعث ایجاد نگرانی در درون ما هستند می پردازم. می خواهیم رها کردن این عوامل را بیاموزیم.

ترس

ریشه بسیاری از مشکلات ترس است البته ترس به خودی خود وجود ندارد، تصوری که ما در مورد مسائل داریم باعث ایجاد توهم ترس می شود. گویا آموخته ایم در برابر مسائل نا آشنا از واکنش ترس استفاده کنیم بدون اینکه مطمئن باشیم مساله، مساله ی ترسناکی است. ترس خیلی اوقات یک واکنش دفاعی است و خیلی اوقات یک واکنش روانی که البته نتیجه تصور ما از موضوعی است که به نظرمان ترسناک می آید و بهترین کار برای گذشتن و رها کردن این نوع ترس ها، شفاف کردم موضوع و مواجه شدن با آن است. مثل ممکن است از سخنرانی کردن در جمع و ابراز وجود بترسید. بسیار خوب موضوع را برای خودتان شفاف کنید دقیقا از چه می ترسید؟ حرف زدن؟ ما همیشه حرف می زنیم! دیده شدن؟ ما همیشه دیده می شویم! از قضاوت و نظر دیگران؟ این فقط یک فکر و نظر است و لزوما صحیح نیست و واقعیت ندارد! از مسخره شدن؟ پس احتمالا شما آدم با مزه و شیرینی هستید که چیز برای خندان دیگران دارد! حالا دوباره بگویید دقیقا از چه می ترسید؟ خوب اگر این حرف ها به نظرتان منطقی آمده، امروز به یک جمع دوستانه بروید و شروع به صحبت کنید و با توهم چیزی که آن میترسید مواجه شوید.

مدیریت ترس و نگرانی

فشارهای عصبی

وقتی کاری یا چیزی آن طور که ما می خواهیم نشود، دچار فشار عصبی و اضطراب می شویم. اما چاره چیست؟ بیاید قبول کنیم که نمی شود همه چیز و همه کس بر وفق مراد ما باشد و اگر این انتظار را رها کنیم و همه چیز و همه کس را به همان صورتی که هستند بپذیریم و قدردان حضورشان باشیم، طبیعی ست که از فشارهای عصبی و اضطراب خلاص خواهیم شد. نگویید گفتنش آسان است مگر می شود… بله می شود برای تمرین را از آدم هایی که با آنها راحت هستید شروع کنید و سعی کنید مواردی که در آنها دوست ندارید را به عنوان ویژگی آن فرد بپذیرید. یادتان باشد کسی به جز خودش قادر به تغییر او نیست و این در مورد شما هم صدق می کند. مثلا همیشه می گفتید فلانی باید با من مودبانه رفتار کند… حالا بگویید این مودبانه ترین رفتاری است که فلانی آموخته است، من با او در کمال ادب رفتار می کنم تا کم کم بیاموزد چطور با دیگران برخورد کند.

اهمال کاری کردن

جالب است که به خاطر ترس از شکست یا سنگین وظایفی که به عهده ما خواهند گذاشت یا حتی تصور پیچیدگی کاری که قرار است انجام دهیم سراغ آن کار یا هدف نمی رویم. ظاهرا ما به جای خود آن هدف یا کار به تصورتمان گیر کرده ایم و از آنها می ترسیم! و به جای حرکت کردن به ترس از حرکت کردن که هیچ دلمان نمی خواهد با آن مواجه شویم فکر می کنیم.
مشخص است، هر هدف یا کاری که به عهده شما گذاشته شده است مجموعه ای از برنامه هایی است که لازم است اجرا شوند تا به نتیجه مطلوب برسیم. در واقع ما با زنجیره ای از تجربیات روبرو خواهیم شد. چه بهتر که فکر کنیم آنها بسیار هیجان انگیز و نتیجه بخش هستند و حتما هر کدام از این تجربه ها درس های فوق العاده ای برای ما دارند. این تمرین خیلی ساده است فقط نگرشتان نسبت به کار یا هدفی که در مورد آن اهمال کاری می کنید را تغییر دهید و فکر سازنده ای را جایگزین افکار قبلی کنید حتی شده برای روزی چند دقیقه این تمرین را انجام دهید.

از دست دادن و تغییر

هر چیزی، هر انسانی، هر شرایطی و هر موجودی میرا و گذاراست. یعنی هیچ چیز ابدی نیست و این قانون طبیعت است. نگاهی به اطرافتان بیاندازید به آدم ها، اشیا روز و شب فصل ها همه چیز دائما در حال تغییر است حتی وسائلی که فکر می کنیم هرگز خراب نخواهند شد رنگ و رویشان را از دست می دهند باطری شان تمام می شود یا حتی خودمان از چیزی که دیروز بوده ایم گذشته ایم. وقتی ماهیت زوال پذیری و تغییر دائمی حیات را می بینیم و می پذیریم، می فهمیم که با تلاش برای حفظ چیزها، آدم ها و افکارمان در نهایت به یک پوچی چنگ می اندازیم. چیزی شبیه چنگ انداختن به باد به امید گرفتن آن! بله ما به چیزی امید می بندیم که هر لحظه در حال تغییر و رشد است و این چیز ترسناکی است چون دلمان می خواهد همه چیز همان طوری که ما دوست داشتیم بماند و تغییر نکند که البته این خواسته شدنی نیست و این نشدن برای ما عذاب آور است. خوب برای شروع میتوانیم حقیقت زندگی یعنی تغییر دائمی و رشد مداوم هستی را بپذیریم، یعنی دست از تلاش بیهوده برای چنگ انداختن به باد برداریم و از حرکت آن در اطرافمان لذت ببریم.

البته از دست دادن تغییر یا شکست می تواند درد آور باشد اما این کاملا به شما و به نگرشتان بستگی دارد که به طور مثال به جدایی از کسی که مدت ها عاشق اش بودید چطور نگاه کنید… آیا می خواهید به چیزهای خوبی که از هم آموخته اید نگاه کنید؟ یا به رنجی که کشیده اید؟ یا میل عجیبتان برای برگرداندن کسی که دیگر تمایلی به حضور کنار شما را ندارد؟ در این مورد خوب است ابتدا احساس خودمان را درک کنیم و آن را بپذیریم… او رفته است و من خشمگینم یا احساس گناه دارم زیرا بارها باعث ناراحتی اش شدم… هیچ اشکالی ندارد که ما عصبانی یا غمگین باشیم این هم یک احساس است و لازم است آن را تجربه کنیم و اجازه دهیم در درون ما جاری شود تا بتواند از روان ما خارج شود. اما مراقب باشید به گذشته گیر نکنید و دائم آن را باز سازی نکنید. صدمه ی رفتارتان را بپذیرید اما به آن نچسبید. خودتان را به خاطر آنچه کرده اید، با کالبدشکافی گذشته دائما تنبیه نکنید، بگذارید گذشته بگذرد و برود تا امروز و حالا به زندگی کردن برسید؛ زندگی در لحظه اکنون تنها چیز واقعی است که دارید.

رفتارهای دیگران

گاهی اوقات دیگران با رفتارها و حرفهایشان ما را مستاصل می کنند. پدر و مادر یا حتی فرزند خودمان یا هر کسی که به نوعی با او در تعامل هستیم می تواند ما را عصبی و آزرده کند و خشمی در درون ما ایجاد کند که منجر به بروز اضطراب می‌شود.

اما حقیقت این است که ما می توانیم با کنار گذاشتن هر توقع و انتظاری که از افراد داریم راحت تر و بدون آزردگی های بی مورد که از دیگران به دل می گیریم زندگی کنیم. خیلی اوقات رفتارهای نادرست دیگران ناشی از مساله ای است که خود آن فرد دارد و ربطی به شخص ما ندارد و نباید واکنش های دیگران را به خودمان بگیریم و به آن معنی ویژه و معمولا منفی بدهیم. ما مسئول رفتار خودمان هستیم و لازم است تصوراتمان در مورد چگونگی رفتار دیگران با خودمان را رها کنیم و واقعیت را بپذیریم. زیرا نمی توانیم دیگران را تغییر بدهیم یا دائما آنها را کنترل کنیم چه خوب است به جای همه آزارهایی که به خودمان و دیگران به خاطر هر چیز کوچکی می دهیم روی رفتارهای درونی و بیرونی خودمان متمرکز شویم و حداقل برای خودمان الگوی خوبی بسازیم و ضمنا به دیگران هم فرصت دهیم از آنچه هستیم بیاموزند.

 

ما برای کاهش اضطراب های زندگی مان نیاز به یک برنامه داریم. در محصول از نگرانی تا آرامش یک برنامه سی روزه برای شما آماده کردیم. با استفاده از این برنامه به سادگی و بر اساس یک برنامه از پیش تعیین شده می توانید بی نظمی ها و آشفتگی ها را کنار بگذارید.

برای مطالعه بیشتر در مورد روش های ایجاد آرامش، این محصول رو پیشنهاد می کنم:

اگر در زندگی خود ترس و یا استرس دارید و به دنبال راهی برای غلبه بر استرس و ترس هستید روش های مختلف و مفیدی به شما معرفی می کنیم. ترس خیلی چیزها را از زندگی شما دور می کند و هیچ چیزی جز پشیمانی و توهم بودن در منطقه امن به شما نمی دهد. تا زمانی که چیزی شما را از بین نبرد، باید با ترس هایتان مبارزه کنید.

شما از چه چیزهایی می ترسید؟

ادامه مطلب …

احتمالا وقتی به یک رابطه خوشبخت و همیشه خندان نگاه می‌کنید، نمی‌توانید دلیل این خوشبختی را کشف کنید.
در این رابطه ظاهرا همه چیز عادی است و هیچ اتفاق خارق‌العاده‌ای که باعث خوشبختی‌شان شود، نمی‌افتد. پس چرا این افراد می‌توانند حتی بیش از شروع رابطه، عاشق همدیگر باشند و خیلی‌های دیگر خیلی زود به نقطه پایان می‌رسند؟
اگر شما در آستانه ازدواج باشید یا تازه به این وادی وارد شده باشید، ‌قطعا لحظات زیادی از روزتان را با چنین سوال‌ها می‌گذرانید؛ سوال‌هایی که هر چه آن‌ها را زیر و رو می‌کنید، پاسخ‌شان را پیدا نمی‌کنید. در این مقاله مهم‌ترین رازهای آرامش بی‌پایان زوج‌های خوشبخت را برای‌تان فاش می‌کنیم.

ادامه مطلب …

اتاق های ما افکارمان را شکل داده و تعلقاتمان خلق و خوی ما را تغییر می دهند. تحت تأثیر قرار دادن مستقیم افکار و اقدامات ما می تواند چالش برانگیز باشد؛ با بهتر کردن وضعیت محیط پیرامونمان، می توانیم حالت روحی خود را بهتر کنیم.

۱| نظم بیرونی، زمان، پول، فضا، انرژی و صبوری را حفظ می‌کند. 

حتما این مساله را تجربه کرده اید،‌ وقتی اطرافتان را مرتب می کنید روزتان کم دردسرتر پیش میرود.
وقت اضافی برای پیدا کردن وسایل صرف نمی کنید.
نگه داری صحیح از وسایل و آگاهی به داشتن آنها جلوی خریدهای اضافی را می گیرد و شما هرگز مجبور نخواهید بود با عجله از خانه خارج شوید تا چیزی را بخرید که همین حالا هم دارید!
تمیز کردن خانه هم راحت تر است. احساس درماندگی، شتاب و درهم برهمی کمتری دارید. حس آرامشی که دارید بسیار لذت بخش است.

۲| نظم بیرونی برای پیشگیری از بحث‌های خانوادگی.

بهم ریختگی فضای خانه، ذهن شما و عزیزانتان را آشفته می کند و نتیجه این آشفتگی ها، غر زدن و بحث های همیشگی خواهد بود. با مرتب نگه داشتن فضای خانه از پرسیدن یا جواب دادن به سوال های تکراری ” فلان وسیله من کجاست؟ پیداش نمی کنم میشه بیای…” خلاص می شوید.

 

۳| نظم بیرونی احساس بودن در مکان مقدس را ایجاد می‌کند.

وقتی خودتان را تحت فشار احساس نمی کنید که مجبورید هر چه سریعتر خانه را مرتب کنید! زندگی را احساس می کنید. وقتی آشفتگی های بصری خانه مرتب می شود، شما تمرکز بیشتری دارید و برای برنامه ریزی کردن فضای ذهنی بازتری دارید.
خانه و محل کار مرتب مکانی انرژی بخش و آرامش دهنده هستند،‌ چیزهای دوست نداشتنی یا غیرکارآمد در این فضاها وجود ندارد و به راحتی می توانید در این فضاها حرکت کنید یا وسیله مورد نیاز خودتان را بردارید.

۴| نظم بیرونی احساس گناه درونی را کاهش می دهد.

به اطرافتان نگاه کنید، آیا وسایلی دارید که از آنها استفاده نمی کنید؟ پروژه هایی که تمامشان نمی کنید؟ لباس های که حالا برای سایز فعلی شما مناسب نیستند؟ احساس گناه حاصل از این بینظمی ها را حس میکنید؟ وقتی نظم را در خانه و افکارتان به جریان می اندازید از این احساس گناه راحت می شوید. کمتر خرید های غیر ضروری می کنید و اطرافتان انرژی مثبت بیشتری جریان خواهد داشت.

نظم

۵| خویشتن داری کردن با نظم.

احساس خویشتن داری بیشتری خواهید داشت؛ کم کم از خود مطمئن تر و تواناتر می شوید. وقتی چیزهایی که دوست ندارید یا به آنها نیاز ندارید را از اطرافتان جمع می کنید، چیزهایی که باقی می ماند برای شما مهم و ارزشمند خواهند بود یا به آنها نیاز پیدا می کنید. این وسایل به طور ویژه ای در زندگی شما در جریان خواهند بود. نظم باعث میشود یاد بگیرید از اصولی برای داشتن آرامش محیط اطراف یا دورن خودتان پیروی کنید و این امر باعث می شود خویشتن داری را در خودتان پرورش بدهید.

۶| قضاوت های بی اهمیت دیگران!

نگرانی آمدن یک مهمان ناخوانده! قضاوت هایی که دیگران در مورد در هم ریختگی های خانه تان خواهند کرد…! برای همیشه از شر این آزار روانی خلاص می شوید. زیرا فضای خانه را از بارهای اضافی خالی کرده اید، وسایل باقی مانده را دوست دارید و یا از آنها استفاده می کنید پس دیگر دلیلی برای نگرانی از قضاوت های دیگران نخواهید داشت و هرگز برای مرتب کردن ناگهانی خانه به زحمت نخواهید افتاد.

۷| نظم بیرونی بازتابی از آن چیزی است که الآن در زندگی تان در حال رخ دادن است.

چون چیزهایی را رها کرده ام که زمانی نقش فعالی در زندگی من داشته اند؛ اما الان، وقت بیشتری برای چیزهایی دارم که در حال حاضر مهم هستند.
دیگر خبری از اسباب بازی‌های غول پیکر دوران کودکی بچه ها، ردیف ردیف کتابهای رمان که کتابخانه ی را پر کرده بودند نیست. می توان چند یادگاری با ارزش از روزهای قدیمی نگه نداشت، اما بیشتر فضای به چیزی که الان مهم است اختصاص
دارد.

۸| نظم بیرونی حس ممکن بودن را در آدم ایجاد می کند.

وقتی یک عالمه چیز روی هم تلنبار می شود، احساس فلج شدن به من دست می دهد.
بیرون کشیدن خودم از میان درهم برهمی به نظر غلبه ناپذیر است، پس در همان وضعیت باقی می مانم. وقتی درهم برهمی کنار می رود، انتخاب های بیشتری درباره ی آینده دارم:
چه چیزی بخرم، چه کار کنم، کجا و چطور زندگی کنم. چون دیگر تعلقاتم مرا محاصره نکرده اند، نوعی حس شروع مجدد دارم. آیا شما هم این حس را تجربه کرده اید؟

۹| نظم بیرونی به حس هدفمندی‌ شدت وحدت می بخشد.

متوجه می شوید چه چیزی دارید، چرا آن را دارید و به کجا تعلق دارند. استفاده ی درستی از هر چیزی که دارید می کنید. چیز اتفاقی، بلاتکلیفی، انتخاب های پیش فرض وجود ندارد. اطرافتان را تعلقات با ارزشی گرفته تا از آنها استفاده کنید.

 

ما برای کاهش اضطراب های زندگی مان نیاز به یک برنامه داریم. در محصول از نگرانی تا آرامش یک برنامه سی روزه برای شما آماده کردیم. با استفاده از این برنامه به سادگی و بر اساس یک برنامه از پیش تعیین شده می توانید بی نظمی ها و آشفتگی ها را کنار بگذارید.

برای مطالعه بیشتر در مورد روش های ایجاد آرامش، این محصول رو پیشنهاد می کنم:

در شرایط بحرانی بخش مهمی از نگرانی های والدین، کودکان و نوجونان هستند. فرزندان شما در شرایط بحرانی نیاز به محبت و توجه بیشتری دارند،‌ البته قابل درک است که خود شما هم مضطرب و نگران باشید. اما کودکان قدرت تجزیه و تحلیل کمتری دارند و لازم است در مواقع بحرانی بیشتر مورد حمایت والدین و بزرگترها قرار بگیرند.
در این مقاله، چند توصیه کاربردی برای بهبود شرایط فرزندانتان ذکر شده است. با بکار بستن این توصیه ها، در گذر از بحران های زندگی همدلانه تر کنار فرزندانتان باشید.
ادامه مطلب …

راهکارهایی وجود دارد که همگی می توانیم از آنها برای مدیریت اضطراب‌مان استفاده کنیم. این راهکارها کمک می کنند به تنهایی اضطراب‌مان را مدیریت کنیم.

برای انجام این راهکارها چهار گام وجود دارد:

گام اول: یاد گرفتن درباره اضطراب
گام دوم: مهارت آرام بودن
گام سوم: به چالش کشیدن افکار نگران کننده یا ترسناک
گام چهارم: مواجه شدن با ترس‌ها

ادامه مطلب …

اتاقتان معمولا منظم است یا بهم ریخته؟ اگر خانه یا اتاق شما می توانست چیزی راجع به شما بگوید چه می گفت؟
خانه و اتاق ما فضایی است که ما در آن خود واقعی و حقیقی مان را نشان می دهیم، بی نظمی و آشفتگی محیط انرژی ذهنی و زمان را تلف می کند، باعث به وجود آمدن حالت افسردگی و اضطراب می شود! اما چرا همیشه اتاق یا خانه عده ای بهم ریخته و نامرتب است؟
بنظمی و در هم ریختگی اتاق و خانه نشان دهنده آشفتگی و بهم ریختگی ذهن و درون ماست.
ادامه مطلب …

راز اول : بیشتر با خدای درونتان ارتباط برقرار کنید.

آرامشی درونی که در ذکر نام خداست، به طور شگفت آوری به قلب انسان می نشیند. ما مثل نوزادی که به مادرش نیاز دارد ما هم به این آرامش نیاز داریم.
یاد خدایی که در دل دارید بهترین آرامش بخش شماست و همیشه در دسترستان است. خدا را می توانید در نماز و عبادت پیدا کنید. می توانید در گفتگوی پر مهر با خودتان یا در محبت کردن بی نام و نشان به یک نیازمند یا هر شکلی که به شما حس خوب آرامش می دهد ایجاد کنید.
این جمله بسیار برای من الهام بخش است: یاد خدا آرام بخش قلب هاست. شما چقدر و چطور در قلبتان با خدا ارتباط دارید؟

ادامه مطلب …