نوشته‌ها

 

گاهی وقتا متوجه رفتارم هستم اما بیشتر اوقات حواسم نیست که چی کار می کنم… خیلی بد قولی می کنم، به آدم های مهم زندگیم مثل مادر و پدر و یارم بی احترامی می کنم و حرف های ناراحت کننده می زنم. کاری که دیگران به عهده من گذاشتن رو تمام نمی گنم و میندازم گردن دیگران

ادامه مطلب …

اهمال‌کاری یعنی چه؟!

این مساله به دو شکل اهمال‌کاری در رفتار (به تعویق انداختن و انجام ندادن کارها) و اهمال‌کاری در تصمیم‌گیری (به تعویق انداختن انتخاب‌ها) بروز می‌کند.

اهمال‌کاری یا به تعویق انداختن کارها و تصمیمات برای هر کسی در برهه‌ای از زندگی رخ داده است. بنظر می‌رسد اضطراب و نگرانی منجر به اهمال‌کاری می‌شود. در واقع در یک چرخه معیوب، اهمال‌کاری هم منجر به افزایش اضطراب می‌شود.
ممکن است اینطور خودتان را متقاعد کنید که آنچه در حال انجامش هستید مهم‌تر از کارهای اصلی‌تان که به تعویق انداخته‌اید است. اما هر چه زمان می‌گذرد اضطراب شما بالاتر و بالاتر می‌رود زیرا می‌دانید موعد اتمام کار یا اعلام تصمیم نزدیک می‌شود. ترس از قضاوت شدن، افکار منفی مختلفی که مانع به نتیجه رسیدن تلاشتان می‌شود احساس گناه و تمام افکار و احساست بدی که نسبت به خودتان دارید نشانه‌های این اضطراب هستند.

ادامه مطلب …

من خیلی مهربون و بحشنده هستم، برای دوستام وقت می زارم و گاهی وقتا کارای خودمو کنار می زارم که بهشون کمک کنم… اما یه وقتایی هم خیلی حسابگر و سرد رفتار می کنم. فکرای بدی میاد توی ذهنم و رفتارم تغییر می کنه و به نظر یه آدم دروغ گو و بدطینت میرسم… نمی دونم چرا اینجوریم؟

ادامه مطلب …

وابستگی یعنی رابطه‌ی مبتنی بر نیاز!
لازمه کمی در مورد این جمله توضیح بدم اصلا وابستگی رابطه‌ی مبتنی بر نیاز یعنی چی؟
منظورم رابطه‌ای هست که وقتی واردش می‌شیم یه هدف جز اینکه در ارتباط باشیم، توی ذهنمون داریم مثلا وارد رابطه با مردی می‌شیم و انتظار داریم همه هزینه‌ها به پای اون باشه! یا فکر می‌کنیم شریک ما مسئول تمام عواطف و احساستی هست که ما داریم و دلمون می‌خواد داشته باشیم. البته نه تنها اینو بهش نمی‌گیم بلکه کلا چیز در مورد نیازهامون نمی‌گیم و توقع داریم خودش بفهمه! حالا از کجا؟! خدا می‌دونه…

ادامه مطلب …

وای نه بازهم صبح شد باید بروم! فقط ۵ دقیقه دیگر بخوابم بیدار می‌شم…

اکثر روزها به سختی بیدار می‌شویم و سخت‌تر از بیدار شدن از تخت خوابمان جدا میشویم و آرزو می‌کنیم کاش زمان کش بیاید تا کمی بیشتر بخوابیم و استراحت کافی داشته باشیم.
تا بحال فکر کرده‌اید چرا با وجود خوابیدن بیشتر از ۸ ساعت باز هم دلمان نمی‌خواهد بیدار شویم؟ من هم مثل شما، دوست داشتم صبح به راحتی بیدار شوم و روحیه خوبی داشته باشم… با اینکه در خانه ما سحر‌خیزی یک سنت خانوادگی است، من اکثر روزها خواب می‌ماندم و با اخم و بدخلقی بیدار می‌شدم. احساس خوبی نداشتم، دلم می‌خواست سرحال و خنده‌رو باشم، می‌خواستم تغییر کنم اما نمی‌دانستم چطور این عادت را تغییر بدهم… در ادامه این مطلب هر آنچه آموختم و بکار گرفتم تا این مسله را حل کنم را با شما در میان می‌گذارم. با من همراه باشید. ادامه مطلب …