ما حرف های دلتان را می شنویم…

هر روز دغدغه هایی داریم و دوست داریم با فرد قابل اعتمادی این حرف ها را بزنیم تا راه حلی برای حلشان پیدا کنیم… دوست داریم کسی باشد و دردمان ار بفهمد، درکمان کند و با روی باز راهی پیش رویمان بگذارد.

برای استفاده از این فرصت رایگان می توانید سوالات خود را در بخش “از خودیاری بپرس” درج کنید. سوال شما توسط همکاران دلسوز ما بررسی می شود تا بهترین راه کار ممکن را به شما پیشنهاد کنیم.

پاسخ های ارسالی در برنامه صدای تو:

فقط باید قرص رو بردارم و بخورم یا کرم شبم رو بزنم، جواب پیام دیگران رو بدم یا کارهای ساده دیگه ای که دائم پشت گوش می ندازمشون و انجامشون نمی دم. دوست دارم بدونم چرا کارهای ساده و روزمره زندگی مو به موقع انجام نمی دم. ادامه مطلب …

برای انتخاب های کوچیک زندگیم مثل رنگ لباسی که می خوام بخرم یا طعم سس غذا یا جای وسائل اتاقم کلی فکر می کنم.
وقتی می خواستم گوشی مو عوض کنم در عرض چند دقیقه یه مدلی رو انتخاب کردم اما هنوز نتونستم رنگ دلخواهم رو انتخاب کنم.
ادامه مطلب …

 

خیلی زود اسم آدم ها رو فراموش می کنم، راهم رو گم می کنم. باید همه چیز رو یادداشت کنم چون اگر نکنم کارامو فراموش می کنم و از برنامه زندگی ام عقب می افتم. خیلی اذیت می شم و کلافه شدم.
ادامه مطلب …

 

گاهی وقتا متوجه رفتارم هستم اما بیشتر اوقات حواسم نیست که چی کار می کنم… خیلی بد قولی می کنم، به آدم های مهم زندگیم مثل مادر و پدر و یارم بی احترامی می کنم و حرف های ناراحت کننده می زنم. کاری که دیگران به عهده من گذاشتن رو تمام نمی گنم و میندازم گردن دیگران

ادامه مطلب …

باور دارم می توانم هر چیزی را که می خواهم بدست بیاورم.
آدم های زیادی را می شناسم که کم استعدادتر هستند اما از من موفق تر هستند و زندگی خوبی دارند. من آدم تنبلی نیستم اما چیزی مانع حرکت من به سمت اهدافم می شود. از اینکه با وجود علاقه زیاد به اهدافم به سمت آنها حرکت نمی کنم ناراحت هستم.

ادامه مطلب …

خودانگاره منفی

احساس می کنم توی ذهنم دو تکه هستم! یه بخش از من می خواد که موفق بشم و جلو برم بخش دیگه ام از کار کردن خسته است و ترجیح میده کار نکنم و همه چیز همین طوری که هست باقی بمونه. با اینکه خیلی تلاش می کنم اما به بنظر خودم اصلا موفق نیستم.

ادامه مطلب …

چرا نسبت به طرد شدن انقد حساسم؟

من از ترس اینکه طرد بشم، نظرمو نمی گم. خیلی وقتا چون می ترسم کسی منو قبول نکنه و طردم کنه، به آدما نزدیک نمی شم. وقتی با کسی تلفنی حرف می زنم حتما اول من قطع می کنم غیر این باشه حس می کنم تلفن رو بروم قطع کرده. این حس طرد شدن واقعا عذابم میده و خیلی وقتا فرصت های خوب زندگی مو ازم می گیره.

ادامه مطلب …

شغل جدیدی به من پیشنهاد شده که درآمد بیشتر و مسئولیت بیشتری دارد، اما با توجیه های زیادی نمی خواهم آن را بپذیرم. بخشی از من می خواهد به دنبال فرصت های برای زندگی بهتر است ولی بخشی دیگرم می خواهد در شرایط فعلی بمانم چون بیشتر احساس امنیت می کنم.

ادامه مطلب …

خودم را کاملا از دیگران جدا کرده ام چون فکر می کنم من آدم گوشه گیر و منزوی هستم. هر چند که مطمئن نیستم که واقعا گوشه گیر و منزوی باشم. خیلی اوقات افرادی که دائما در جمع و با دیگران هستند را نقد می کنم و فکر می کنم آنها از سر بی کاری و بی هدفی در جمع ها هستند. من تمایلی به داشتن رابطه دوستانه یا رابطه عاطفی با کسی ندارم.

ادامه مطلب …

احساس می کنم آدم باهوش و توانمندی هستم اما زمانی که در حال انجام کاری هستم فکری به ذهنم می آید که شاید نتوانم از پس این کار برآیم. خیلی اوقات از فکر کردن به کارهایی که می دانم قادرم آنها را انجام بدهم اجتناب می کنم چون می دانم از دسترس من خارج هستند یا اگر آنها را انجام بدهم گند خواهم زد!

ادامه مطلب …