من و سارا چند ماه قبل در یک شرکت فروش اینترنتی استخدام شده ایم. روزی که با هم ملاقات کردیم هر دو هیجان زده و مشتاق شغل جدیدمان بودیم. مدت زیادی بود که دنبال یک شغل مناسب می گشتم و می خواستم هر جور شده این شغل رو حفظ کنم و بتونم مشکلاتم رو حل کنم. با خودم عهد کرده بودم که هیچ کاری به کار بقیه نداشته باشم و فقط کارهایی که بهم محول شده بود رو انجام بدم، واقعا دلم نمی خواست شغلم رو از دست بدم و دوباره بیکار بشم. حوصله و توان مواجه شدن با چالش های کاری رو ندارم و حس بدی بهم دست میده و می ترسم کار اشتباهی انجام بدم و فرصت بودن توی این شرکت رو از دست بدم. اما سارا کاملا برعکس من رفتار می کرد… سارا ویژگی های خاص خودش رو داشت.

ویژگی های خاص

  • برای ارتقا مهارت های کاریش، راه های زیادی رو امتحان می کرد.
  • با دیگران به خوبی ارتباط برقرار می کرد.
  • دائم در حال یادگرفتن و بروز کردن اطلاعاتش بود.
  • با خودش و با دیگران خیلی شفاف بود.
  • تمام مدت دنبال روش هایی برای اثرگذار بودن و ایجاد کردن ارزش برای مشتری و شرکت بود.
  • به توانایی ها و مهارت هایی که داشت یا تقویت می کرد اعتماد داشت.

وقتی صادقانه به خودم و کارم نگاه می کنم، اذعان می کنم که حتی یک مورد از مواردی که در سارا می دیدم رو انجام نمی دادم. تمام تلاش من این بود که از چالش های کاری دور باشم که به دردسر نیافتم. کاری رو انجام می دادم که خیلی معمولی و کم اهمیت بود. به استعدادها و توانمندی هام توجه نمی کردم و تا جایی که می تونستم پنهانشون می کردم. از اینکه مدیرم متوجه بشه که استعداد خوبی در سازمان دهی و نظم دادن به اسناد دارم می ترسیدم و نمی خواستم با ابراز این مطلب کارمو بیشتر از همیشه کنم.

دوستان زیادی توی محل کارم نداشتم و فقط با خانم هم اتاقی ام و سارا در ارتباط بودم و فقط توی شرکت آنها رو می دیدم و هیچ قراری خارج از محیط کار باهاشون نداشتم. همیشه منتظر بودم ساعت کاری تمام بشه تا بتونم زودتر برم خونه و بخوابم. همیشه با مسئولم که وظیفه اش چک کردن کارهای روزانه من بود درگیر بودم چون همیشه کلی غلط و خطا از کارهایی که زحمت کشیده بودم و انجام داده بودم می گرفت و می گفت چرا همچین اشتباهی رو بارها و بارها تکرار می کنی… وقتی گفت شرکت در مورد ادامه همکاری با من دچار تردید شده چون کارها رو با خطای زیادی انجام میدم شکه شدم! اما شک بعدی ارتقای سارا به شغل سطح بالاتر بود. این واقعا آزار دهنده و ناراحت کننده بود و من رو کاملا نا امید کرد. نمی دونستم چطور خودمو از این وضعیت نجات بدم تا این که …

برای بهبود عزت نفس و محبوب تر شدن چه باید کرد؟

سارا گفت اگر بخواهی می تونم بهت کمک کنم اما لازمه تمام تمرین هایی که بهت می دم رو انجام بدی و به رشد و پیشرفت خودت متعهد بشی. با خودم فکر کردم امتحانش قطعا ضرر نداره و شرایط از این چیزی که هست بدتر نخواهد شد.

۱٫ روش کامل کردن جمله

قرار بر این شد که من هر روز صبح این جمله ها رو کامل کنم و تا شش هفته به این تمرین ادامه بدم:

  • اگر تمرکزم روی کار رو به صورت روزانه ۵% افزایش می دادم…
  • اگر آگاهی از انتخاب ها و تصمیماتم رو روزانه ۵% افزایش می دادم…
  • اگر ارتباط با دیگران و سایر همکارام رو روزانه ۵% افزایش می دادم…
  • مشکل ترین بخش تمرکز کردن توی کارم اینه که…
  • راجع به خودم فهمیدم که…

روش انجام این تمرین اینطور هست که بدون فکر کردن به جواب، خیلی سریع آنها رو می نویسم. گاهی وقتا مطمئن نیستم که جوابم درسته، اما با این وجود بازم هم می نویسم. بعد از مدتی که این تمرین رو انجام دادم چیزهای جالب و فوق العاده ای راجع به خودم یاد گرفتم و تغییرات اساسی توی رفتارم ایجاد کردم.

۲٫ روش برچسب مثبت

برای انجام دادن این تمرین اول سعی می کردم خودم رو از کارها و اشتباهاتم جدا کنم، بعد به خودم یادآوری می کردم که هیچ موجودی بی عیب و نقص نیست و من هم ممکنه اشتباه کنم. بعدش یکی از ویژگی های خوبم رو به خودم یادآوری می کردم.

مثلا وقتی باز هم اشتباه کردم و فرم های کارم رو ناقص نوشتم (شما رفتار خودتونو جای این کار بگذارید) یه صدایی توی ذهنم گفت: بازم مثل همیشه بی عرضگی کردی! تو اصلا لیاقت این کار رو نداری!

  • مچ ذهنمو گرفتم یعنی متوجه گفتگوی ذهنی منفی ام شدم و بهش گوش نکردم.
  • اون کار اشتباه رو از خودم جدا کردم و با خودم گفتم این فرم اشتباه پر شد.
  • هر کسی ممکنه اشتباه کنه. من برای جبران اشتباهم مراقب هستم که دیگه تکرارش نکنم.
  • من موجود با لیاقت و ارزشمندی هستم.

۳٫ روش تقویت نقاط قوت

سارا بهم گفت که تو هم مثل من نقاط قوت زیادی داری، اما تو اونها رو ندیده می گیری و حتی ازشون استفاده نمی کنی. بعد ازم خواست که یه لیست از نقاط قوت، استعدادها و مهارت هام بنویسم و جلوی هر کدوم از ۰ تا ۱۰ بهشون نمره بدم.

خوب راستش اولش موارد زیادی نبود و بعد از یکی دوبار توجه کردن و دقت به ویژگی هام، موارد جدیدی به لیستم اضافه شد. مثلا:

  • منظم بودن: ۵
  • سازمان دهی کردن: ۶
  • برنامه ریزی: ۳
  • خوب صحبت کردن: ۷

بعد از نوشتن هر مورد از خودم می پرسیدم چطور می تونم این مورد رو بهتر کنم و بیشتر ازش استفاده درست ببرم. راه های خیلی خوبی به ذهنم می رسید و سریع می نوشتمشون و موقعی که می تونستم ازشون استفاده کنم سریع چک می کردم که کدوم راه حل برای این موقعیت مناسب هست تا ازش استفاده کنم.

بهترین اتفاقی که برام افتاد این بود که کم کم فکر می کردم چطور می تونم ترفیع بگیرم؟ چطور می تونم توی همین شرایط کاری که دارم کار بهتری ارائه بدم و بهتر عمل کنم؟ همین سوال هایی که از خودم می پرسیدم، باعث شد تا از رئیسم و همکارای دیگه ام کمک بخوام و باهاشون ارتباط بهتری برقرار کنم.

حالا دیگه به صورت رسمی توی شرکت مورد علاقه ام استخدام شدم و بین همکارم مورد تایید و احترام هستم. همکارانم رو دوست دارم و فکر می کنم آنها هم از حضور من در کنارشون خوشحال هستن و خیلی وقتا به هم کمک می کنیم تا حالمون ۵% بهتر از روز قبل بشه.

محصولات مرتبط پیشنهادی

برای مطالعه بیشتر در مورد تاثیر عزت نفس در روابط و بهبود اون، این محصول رو پیشنهاد می کنم:

دانلود رایگان کتابچه من دوست داشتنی
چگونه می توان به راز تجربه عشقی ماندگار و آرامشی حقیقی در زندگی دست پیدا کنیم؟
در این کتابچه 25 صفحه ای رایگان، به همراه دو فایل صوتی مکمل، یاد می گیریم:

• چطور به خودمان عشق بورزیم؟
• از چه روش هایی به خودمان و دیگران نشان می دهیم که خودمان را دوست نداریم؟!
• موانع دوست نداشتن خودمان را شناسایی و آنها را رفع کنیم.
• از طریق تکرار جملات تاکیدی مثبت، ارتباط بهتری با درونمان ایجاد کنیم.
:پیشنهاد خودیاری
2 پاسخ
  1. مهدی
    مهدی گفته:

    سلام
    متن کوتاه و پر مغز بود! بعد اینکه میخونی میگی که حالا باید از کجا شروع کنم؟
    فقط برای ۳ تا عنوان راه حل شماره بزنید, ثبتش توی ذهن راحت تر میشه.

    پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.