نوشته‌ها

شغل جدیدی به من پیشنهاد شده که درآمد بیشتر و مسئولیت بیشتری دارد، اما با توجیه های زیادی نمی خواهم آن را بپذیرم. بخشی از من می خواهد به دنبال فرصت های برای زندگی بهتر است ولی بخشی دیگرم می خواهد در شرایط فعلی بمانم چون بیشتر احساس امنیت می کنم.

ادامه مطلب

احساس می کنم آدم باهوش و توانمندی هستم اما زمانی که در حال انجام کاری هستم فکری به ذهنم می آید که شاید نتوانم از پس این کار برآیم. خیلی اوقات از فکر کردن به کارهایی که می دانم قادرم آنها را انجام بدهم اجتناب می کنم چون می دانم از دسترس من خارج هستند یا اگر آنها را انجام بدهم گند خواهم زد!

ادامه مطلب

من و سارا چند ماه قبل در یک شرکت فروش اینترنتی استخدام شده ایم. روزی که با هم ملاقات کردیم هر دو هیجان زده و مشتاق شغل جدیدمان بودیم. مدت زیادی بود که دنبال یک شغل مناسب می گشتم و می خواستم هر جور شده این شغل رو حفظ کنم و بتونم مشکلاتم رو حل کنم. با خودم عهد کرده بودم که هیچ کاری به کار بقیه نداشته باشم و فقط کارهایی که بهم محول شده بود رو انجام بدم، واقعا دلم نمی خواست شغلم رو از دست بدم و دوباره بیکار بشم. حوصله و توان مواجه شدن با چالش های کاری رو ندارم و حس بدی بهم دست میده و می ترسم کار اشتباهی انجام بدم و فرصت بودن توی این شرکت رو از دست بدم. اما سارا کاملا برعکس من رفتار می کرد… سارا ویژگی های خاص خودش رو داشت. ادامه مطلب