نوشته‌ها

در گذشته شروع کسب و کار و کارآفرینی بیشتر شبیه یک بازی ریسک و شانس بوده که در بین جمعیت مردها در دامنه وسیعی طرفدار داشته است. ولی این فرهنگ پس از مدتی رنگی دیگر به خود می‌گیرد و خانم‌ها نیز وارد این دنیا می‌شوند.

این روزها خانم های زیادی اقدام به شروع کسب و کار خودشان می کنند. عده زیادی از این زنان پرتلاش به نتایج بسیار خوبی می رسند و تغییر بزرگی ایجاد میکنند.
ادامه مطلب …

من خیلی مهربون و بحشنده هستم، برای دوستام وقت می زارم و گاهی وقتا کارای خودمو کنار می زارم که بهشون کمک کنم… اما یه وقتایی هم خیلی حسابگر و سرد رفتار می کنم. فکرای بدی میاد توی ذهنم و رفتارم تغییر می کنه و به نظر یه آدم دروغ گو و بدطینت میرسم… نمی دونم چرا اینجوریم؟

ادامه مطلب …

احساس می کنم خیلی از آدم ها درک نادرستی از من دارن و فکر می کنن که من ضعیف و شکننده هستم! در حالی که فکر می کنم قوی و توانمند هستم. یا فکر می کنن من آدم جالبی نیستم در حالی که خیلی خوب می تونم ارتباط برقرار کنم. حس می کنم دیگران به خاطر درک نکردن من، احترامی که سزاورش هستم رو به من نمی گذارن شاید اگر منو می شناختن طور دیگه ای رفتار می کردن.
باور دارم اگر بمن فرصت داده می شد که طور دیگه ای رفتار کنم می تونستم خیلی بهتر از چیزی باشم که الان هستم. مدام احساس می کنم نمی تونم حرفl رو به خوبی به دیگران منتقل کنم و آنها منظور اصلی حرف من را درک نمی کنن…

ادامه مطلب …

من تمام عمرم دنبال چیزهایی بودم که حتی مطمئن نیستم می خواستمشون یا نه؟! توی زندگی چیزهایی وجود دارند که واقعا آنها رو نمی خوام اما بیشتر چیزایی که واقعا می خوام رو ندارم خیلی وقتا که وارد رابطه می شم یا چیزی رو بدست میارم نمیدونم چی باعث شد که اولش فکر کنم همچین چیزی برای همچین کسی  رو میخوام؟!

ادامه مطلب …

انگار اصلا توی این دنیا نیستم حس می کنم نسبت به هر چیز و هر کس توی اطرافم بیخیال و بی تفاوتم. از سر عادت یسری کار انجام میدم و هیچ کنترلی روشون ندارم و فقط انجامشون میدم. دچار توهم میشم. خیلی چیزا حتی اسم دوستای صمیمیم یا اطرافیانم رو فراموش می کنم…

 

ادامه مطلب …

چرا اِنقدر فکرم بسته ست؟

مثل آدم های خود رای فکر می کنم و برام هر چیزی یا سیاهه یا سفید! به قول معروف آدم خشکی هستم، سریع و بدون بررسی تصمیم می گیرم و خیلی کم پیش میاد نظرمو عوض کنم.
ادامه مطلب …