نوشته‌ها

آیا فکر می کنید دوست داشتنی نیستید و دنیای اطراف هر روز بیشتر و بیشتر سرد و خشن تر می شود، خانواده و دوستانتان از شما فاصله می گیرند و نیاز دوست داشته شدن در درونتان تامین نمی شود! همین حالا این مقاله را بخوانید!

احتمالا هر کجا که بتوانید به دنبال محبت و عشق هستید و برای بدست آوردن توجه، محبت و عشق دیگران دست به هر کاری می زنید و در نهایت احساس می کنید که توسط دیگران طرد شدید. احساس دوست نداشتنی بودن با هر بار تجربه طرد شدن شدت بیشتری پیدا می کند و از طرف دیگر تلاش و تقلای بیشتری برای برای جلب محبت دیگران می کنید. فکر میکنید دلیل احساس دوست داشتنی نبودن چه چیزی است؟ و چه راه کارهایی برای کم کردن این حس وجود دارد؟ ادامه مطلب …

خودمو دوست ندارم چون هزار دلیل برای دوست نداشتن خودم دارم!

این روزها کلیشه های زیادی در مورد دوست داشتن خودمان در اینترنت و کتاب های خودیار می بینیم. البته در دل این کلیشه ها رگ هایی از واقعیت هم وجود دارد! مربی های زیادی به ما می گویند باید خودت را دوست داشته باشی چون اگر خودت را دوست نداشته باشی به صورت ناهوشیار خودت را لایق شادی،‌ ثروت و موفقیت نمی بینی! یا اگر خودت را دوست نداشته باشی دچار بیماری می شوی! زودتر پیر می شوی! شما بی هدفی و نتیجه نداشتن و همینطور اضطراب دائمی را هم به این دلایل اضافه کنید!

وقتی دقت می کنیم می بینیم کسی به ما نمی گوید چطور خودمان را دوست نداریم؟ چه کارهایی میکنیم که نتیجه‌اش میشود دوست نداشتن خودمان؟

ادامه مطلب …

در طول زندگی و بخصوص در شرایط بحرانی، ندانسته به خودمان سخت می گیریم. مهربانی با خودمان را فراموش می کنیم و دست از عشق ورزیدن به خودمان برمی داریم.
روزهایی که دچار مشکل و درگیر سختی های زندگی مان هستیم، احساسات و افکار منفی به ما هجوم می آورند و نمی دانیم برای گذر از شرایط بحرانی چه باید کنیم. می ترسیم و فراموش می کنیم از روح مان مراقبت کنیم. بیشتر از هر چیز ما یاد گرفته ایم منتقد بیرحمی برای خودمان باشیم و مراقبت از خودمان را برای لحظه آخر بگذاریم،‌ هر اشتباهی را بارها یادآوری کنیم و خودمان لایق مهربانی و بخشیده شدن ندانیم!

در شرایط بحرانی، دیگران و خودمان را سرزنش،‌ تنبیه و تحقیر می کنیم، نیاز به حمایت داریم اما بیشتر از قبل خودمان را تنها حس می کنیم! در این شرایط بدترین و مخرب ترین رفتارها را با خودمان!‌ داریم. ما نیاز به مهربانی با خودمان داریم تا با عشق و شفقت شرایطمان را بپذیریم و بتوانیم با انعطاف پذیری از چالش های زندگی بگذریم. اما چطور؟

ادامه مطلب …

ادامه مطلب …

ادامه مطلب …

چه کسی بیشتر از همه کار می‌کند؟ میشود گفت کسانی که احساس می کنند مجبور هستند بیشتر کار کنند و بیشتر نتیجه و دستاورد داشته باشند! این فرد به ندرت سراغ استراحت کردن می رود و تمام وقت دنبال راه هایی برای افزایش میزان عملکردش است. فردی که شاید یک مدیر اجرایی است یا والد فرزندی که لازم است تمام روز و هفته و سال را صرف توجه به کار/فرزندش کند.
فردی که همیشه حس می کند کاری برای انجام دادن دارد و اگر کاری نکند تنبل می شود و هیچ دستاوردی نخواهد داشت. وقتی کاری برای انجام دادن ندارد (لحظه های بسیار کوتاه) احساس پوچ بودن می کند چون ارزش خودش را به کاری که می تواند انجام بدهد گره زده است و نداشتن نتیجه برای او یعنی بی ارزش بودن.
شاید بپرسید پر تلاش بودن، پر کار بودن چه اشکالی دارد؟
ادامه مطلب …

ادامه مطلب …

ادامه مطلب …

ادامه مطلب …

خیلی وقت ها بدون هیج دلیلی عصبانی هستم در واقع همیشه عصبانی و نگران هستم. در حدی که کل بدنم دچار گرفتگی و فشار هست. گاهی وقتا نمی تونم روی کارهام حتی کارهای ساده تمرکز کنم چون خیلی راحت حواسم پرت میشه و عصبانی و پرخاشگر می شم.

ادامه مطلب …