نوشته‌ها

فواید خودپذیری

ادامه مطلب …

ادامه مطلب …

اولین باری که تصمیم گرفتم توی زندگی‌ام یک تغییر اساسی ایجاد کنم،‌خسته و تنها گوشه‌ای از اتاقم نشسته بودم. به اتفاق‌هایی که برام افتاده بود، دوستان و خانواده‌ام فکر می‌کردم. همه اتفاق‌هایی که باعث ناامیدی من شده بودند،‌ اشتباهاتی که کرده بودم. قضاوت‌های که دیگران در مورد من کرده بودند. همه خاطراه‌های ترسناک و تلخ و غم‌انگیز.
حتما شما هم از این خاطرات تلخ و آزاردهنده دارید درسته؟ خاطراتی که باعث شدن بخواهید با تمام توان خود واقعی تون رو ثابت کنید!

خوب اگر جوابتون مثبته و مایل هستید برای تغییر این شرایط راهی پیدا کنید با من همراه بشید و برای شروع دست از نگران بودن راجع‌به قضاوت دیگران بکشید.

راه تازه‌ای برای زندگیم در پیش گرفتم. البته نیاز نداشتم یه آدم دیگه بشم یا گذشتم رو کنار بگذارم. کافی بود همین کسی که هستم باشم و خودم رو قبول کنم. در کنارش باید یاد می‌گرفتم که دیگران رو هم به همون طوری که هستن قبول کنم و تلاش برای تغییر دادن دیگران رو هم کنار بگذارم.

تمرین سرو سامان دادن به احساسات و مشخص کردن حریم شخصی

برای اینکه بتونم به احساساتم سروسامانی بدم از تمرین حلقه‌ها استفاده کردم. به وسیله حلقه‌ها تونستم هم احساساتم رو بهتر بررسی کنم و هم جایگاه کسانی که می‌شناختم رو توی زندگی‌ام تعیین و در نتیجه روابطم رو تنظیم کنم.

تمرین حلقه، از هفت حلقه تشکیل شده و نمادی از زندگی ماستتوی این تمرین ما با توجه به جایگاه خاص هر کسی توی زندگی‌مون اسمش رو توی دایره‌ی مناسب می‌نویسیم. خیلی مهمه که یادمون باشه که جایگاه آدم‌ها در زندگی ما همیشگی و ثابت نیست. احساسات ما تغییر می‌کنه و آدم‌ها روزی وارد زندگی ما میشند و روزی از زندکی ما خارج میشند. حلقه‌ها نشان دهنده این تغییرات در زندگی هستند.

قراره که هفت حلقه(دایره) برای زندگی‌مون بکشیم. توی دایره اول،‌اسم خودمون و کسایی رو می‌نویسیم که حال و هوای خوبی بهمون میدن. بعد دایره‌های دوم،‌سوم،‌چهارم و پنجم رو می‌نویسیم. در نهایت می‌ریم سراغ کار سخت نوشتن حلقه شش و هفت، یعنی نوشتن اسم کسانی که بیشترین کشمکش رو با آنها داریم.

ما با مطرح کردن احساسات و افکارمون در مورد کسایی که با آنها در ارتباط هستیم،‌ متوجه می‌شیم توی رابطه با این افراد چه حسی داریم و کجا هستیم.

حلقه ها

اجرای تمرین

اول از همه یک برگ کاغذ و یک مداد لازم داریم.

قدم دوم اینکه روی این برگ کاغذ هفت حلقه یا دایره بکشیم. (برای نوشتن اسم جای مناسب در نظر بگیرید.)

شماره گذاری حلقه‌ها: دایره مرکزی شماره یک هست،‌ به ترتیب تا دایره آخر و دایره آخر شماره هفت.

حالا یکم وقت بذار و به زندگی خودت و اطرافیانت،‌ خانواده و دوستان و همکاران یا هرکسی که در زندگیت حضور داره فکر کن.

توی هر حلقه (دایره) اسم افراد رو بنویس،‌ می‌تونی بیشتر از یک اسم هم بنویسی.

می‌تونی هر وقت دلت خواست اسم‌ها و دایره‌ها رو تغییر بدی!

حلقه اول

این حلقه مرکز تمام دایره‌هاست. اینجا می‌تونیم اسم افرادی رو که بهشون خیلی اعتماد داریم رو بنویسیم،‌ حتی می‌تونیم جز اسم خودمون اسم کس دیگه‌ای رو ننویسیم! این دایره‌ها برای شما هستند و شما هستید که در مورد آنها تصمیم‌گیری می کنید.

دایره اول جاییه که می‌تونی به راحتی تمام امید‌ها و آرزوها و افکارت رو بیان کنی و نگران چیزی نباشی. حالا با من همراه شو و یک لحظه دست از دلواپسی و نگرانی گذشته و آینده بردار و خودت رو مرکز دایره‌ زندگیت قرار بده و از خودت بپرس:

  • چه کسی توی این دایره ست؟ چقدر منو می‌شناسه؟
  • در مورد خواسته‌هام،‌ افکار و زندگیم به چه کسی می‌تونم اعتماد کنم؟
  • چه کسی هست که به من این حس رو می‌ده که کنارش می‌تونم خودم باشم و هر جوری هستم رفتار کنم؟

ممکن نوشتم اسم خودت توی این دایره کافی باشه اما هیچ اشکالی نداره اگر اسم کسی که خیلی باهاش راحت هستی و بودن کنارش بهت احساس امنیت و راحتی میده و می‌تونی خودت باشی رو هم بنویسی.

حلقه دوم

کنار افرادی که در دایره دوم هستن احساس شادی و قدرت خواهیم کرد،‌ افرادی را داخل این دایره قرار می‌دیم که با ارزش‌ها و معیارهای ما همراه باشن

در دایره دوم می‌تونیم توازن،‌ثبات و آسایش را تجربه کنیم.
در دایره دوستانمان راجع به افکارمان و احساستمان صحبت می‌کنیم و همین حرف زدن راجع به افکارمان باعث می‌شود متوجه این افکار شویم و با دقت و توجه در آنها می تونیم مشکلاتمون رو رفع کنیم.
در دایره دوستان شما چه کسانی حضور دارند؟

حلقه سوم

برای چه کسانی احترام قائل هستید؟ آنها رو در این دایره قرار بدهید،‌ دوستان،‌ خانواده،‌ آشنایان. همه کسانی که از بودن کنارشون لذت می‌برید و برایتون ارزشمند هستند می‌توانند توی این دایره قرار بگیرند. عزیزان این دایره برای وقت گذرانی و مصاحبت فوق‌العاده هستند. می‌شه کنارشون نشست و از بودنشون لذت برد. آنها احساس خوبی به ما می‌دهند.
دایره سوم را هم پرکنید.

حلقه چهارم

این حلقه،‌ جایی برای آمدن و رفتن آدم‌های تازه توی زندگی ماست،‌ در این حلقه یاد می‌گیریم صبور باشیم و به دیگران فرصت بدهیم تا خودشون را به ما نشان بدهند. اینجا بنویسید تازگی‌ها با چه کسی آشنا شدید و دوستان نسبتا جدید خودتون رو هم نام ببرید. اگر دوستی‌تون صمیمی‌تر شده می‌تونید نام دوست عزیزتون رو به حلقه سوم منتقل کنید.

حلقه پنجم

این حلقه شروع تغییرِ، اینجا کسانی هستند که توی زندگیت مساله‌ای ایجاد کرده‌اند. الیته آنها لزوما با خود واقعی ما ارتباط ندارند و بیشتر وجه بیرونی ما رو می‌شناسند. یعنی خیلی از خود حقیقی ما فاصله دارند و ما می‌تونیم اعتماد به نفس در رفتار با دیگران رو با حضور این افراد تمرین کنیم. اینجا بهترین فرصت برای دست برداشتن از حس بی‌کفایتی و بی‌ارزشی است. چون می‌تونیم با اعتماد به نفس رو تمرین کنیم.
همین الان لیست کسانی که تصور می‌کنی با آنها مساله‌ای داری را بنویس. همینطور به‌عنوان یک ناظر بیرونی تصور کن یک نمایش را می‌بینی یا می‌شنوی و خودت در این نمایش نقشی نداری،‌ اما یکی از بازیگرها شبیه توست کاملا بی‌طرفانه ببین چه اتفاقی بین بازیگرها رخ می‌ده و نتیجه این نمایش چطور باشه بهتر می‌شه.

حلقه ششم

خودت رو چگونه می‌بینی؟ اینجا فرصتیه برای دیدن خودت! فرصت مناسبیه که قلبت رو به سوی افرادی که از آنها ناامید شده‌ای باز کنی و اجازه بدهی قلبت با بخشیدن این افراد سبکی و تازگی رو تجربه کند.
توی این حلقه حال و هوای فوق‌العاده رهایی رو تجربه می‌کنی. شاید اینطور بنظر برسه که افراد این دایره برای تو، شغلت یا زندگی اجتماعی‌ات مهم هستند، اما هر قدر هم که سعی کنی،‌ نمی‌توانی کنارشون راحت باشی. اینها آدمهایی هستند که از جانب تو نیاز به بخشیده شدن دارند!
نام چه کسانی رو توی این حلقه خواهی نوشت؟

حلقه هفتم

اینجا، جای دورترین افراد و  آدم‌هایی که نمی خوهیم با آنها ارتباط داشته باشیم است. فاصله‌ی حلقه هفتم تا مرکز یعنی حلقه خودمون،‌ به ما احساس آرامش و رهایی می‌دهد. توی این حلقه افرادی که به تو آسیب زدند یا باعث ناراحتی و ایجاد حس حقارت شدند قرار می‌گیرند. این حلقه فرصت خوبی برای رها کردن افکار و احساسات زجرآور و ناراحت کننده است.
نام هر کسی که توی این حلقه نوشته می‌شه رو به‌راحتی می‌توانی فراموشش کنی.
این حلقه روهم کامل کن.

 

یادمون باشه که حلقه خودمون،‌ خانواده و دوستانمون و در نهایت حلقه همکاران برای ما پرکاربرد‌ترین ها هستند و لازمه برای هر کدوم از این حلقه‌ها حریم و حدود مشخصی داشته باشیم. ما نمی‌تونیم با همه افراد در حلقه‌های متفاوت مشابه هم رفتار کنیم. همکاران ما همکاران ما هستند نه بیشتر و نه کمتر! دوستان و خانواده‌مون هم همینطور. داشتن حریم برای خودمون یکی از مهم‌ترین کارهایی که لازمه برای بهبود کیفیت روابطمون انجام بدیم.

 

ادامه مطلب …

پذیرفتن خودمون یکی ازکارهای مهم و اساسی توی زندگی مونه که انجام دادنش باعث میشه به موفقیت های بیشتری می رسیم و برای گذشتن از موانع بزرگ و کوچیک بهش نیاز داریم. این پادکست در ادامه فایل های قبلی در مورد ستون های عزت نفس تهیه شده.

ادامه مطلب …

آیا شما هم جزو افرادی هستید که گاهی وقتها در گذشته تان گیر می کنید؟ منظورم این است که یاد خاطره هایی در گذشته می افتید و نمی توانید جلوی فکر کردن به تلخی این خاطره ها را بگیرید؟ شاید هم تلاش زیادی می کنید که آن روزهای بد را فراموش کنید و از ذهنتان آنها را پاک کنید تا شاید کمی آرام بگیرید… چرا؟ چون تمام مدت دارید آنها را در ذهنتان زیر و رو می کنید و دائم خودتان را سرزنش می کنید و با خودتان می گویید من لایق همه این بلا هم بودم که سرم آمد. ادامه مطلب …

راه هایی برای اینکه بتوانیم زندگی آگاهانه را تجربه کنیم و با تکرار این مهارت در زندگی مان آن را به بهترین شکل دز زندگی به کار بگیریم.

ادامه مطلب …

باور دارم می توانم هر چیزی را که می خواهم بدست بیاورم.
آدم های زیادی را می شناسم که کم استعدادتر هستند اما از من موفق تر هستند و زندگی خوبی دارند. من آدم تنبلی نیستم اما چیزی مانع حرکت من به سمت اهدافم می شود. از اینکه با وجود علاقه زیاد به اهدافم به سمت آنها حرکت نمی کنم ناراحت هستم.

ادامه مطلب …

راز اول : بیشتر با خدای درونتان ارتباط برقرار کنید.

آرامشی که در ذکر نام خداست، به طور شگفت آوری به قلب انسان می نشیند. ما مثل نوزادی که به مادرش نیاز دارد به این آرامش نیاز داریم. خدایی که در دل دارید بهترین آرامش بخش شماست و همیشه در دسترستان است. خدا را می توانید در نماز و عبادت پیدا کنید، می توانید در گفتگوی پر مهر با خودتان یا در محبت کردن بی نام ونشان به یک نیازمند یا هر شکلی که به شما حال خوب آرامش می دهد ایجاد کنید. این جمله بسیار برای من الهام بخش است: یاد خدا آرام بخش قلب هاست. شما چقدر و چطور در قلبتان با خدا ارتباط دارید؟

راز دوم : کمی مکث کنید، به قضاوت هایتان شک کنید.

هر اتفاق زوایا و ابعاد مختلفی دارد و می شود از دیدگاه های متفاوتی به آن نگاه کرد. اما ذهن ما به یک دیدگاه قدیمی عادت کرده است. وقتی اتفاقی می افتد ما طبق روال ذهنمان به آن نگاه می کنیم و با همان دیدگاه همیشگی در مورد آن مساله قضاوت می کنیم و تصمیم گیری می کنیم. یک لحظه صبر کنید… افکارتان همیشه درست بوده اند؟ قضاوت هایی که در مورد مسایل دارید همیشه بهترین قضاوت ها هستند؟ شما هرگز اشتباه نکرده اید؟ اگر پاسخ شما به این سوال نه است لازم است به قضاوت هایتان شک کنید و قبل از اینکه با اطمینان فکری را بیان کنید یا رفتاری را نشان دهید کمی مکث کنید و سعی کنید از زاویه دیگری به آن اتفاق نگاه کنید. از خودتان بپرسید اگر فلانی (کسی که نظرات و طرز فکر او را قبول دارید) در این موقعیت چه فکر یا رفتاری می کرد؟

راز سوم: احساسات تان را بشناسید.

إحساس هایی مثل ترس، غم، شرم، گناه،‌ خشم، ‌غیض و عشق إحساس های اصلی ما هستند. هر کدام از این إحساس نشانه های فیزیکی و روانی خاصی دارند. نشانه های عواطف و هیجان های خودتان را بشناسید و با آنها توجه کنید. مثلا توجه کنید وقتی غمگین هستید در بدنتان چه تجربه ای دارید؟ بغض دارید؟ بدنتان را جمع می کنید؟
توجه کردن به حواس پنجگانه به شما به درک بهتر احساساتتان کمک می کند. برای تقویت حواس خود می توانید مثلا موقع دوش گرفتن به صدای آب گوش کنید و جریان آب روی بدنتان را حس کنید، می توانید کمی از طعم آب را بچشید، چشم های خود را باز و بسته کنید و نفس عمیقی بکشید و سعی کنید آرامش حاصل از این پاکی را تجربه کنید.

راز چهارم : اطرافتان را از وسایل اضافی خلوت کنید.

همین امروز در خانه یا محل کارتان قدم بزنید، به اشیا و لوازمی که می بینید توجه کنید و از خودتان بپرسید به این نیاز دارم یا نه؟ کمد لباس هایتان را چک کنید کدام لباس ها دیگر برای سایز شما مناسب نیست؟ کدام لباس ها را نمی پوشید می توانید به کسی ببخشید؟ کتاب های قدیمی، یادگاری ها، همه چیزهایی که حدس زده اید روزی به دردتان خواهد خورد خلاصه هر چیزی که دارید را بررسی کنید. بعد از جدا کردن این وسایل تصمیم بگیرید که یا آنها را در سایت های فروش محصولات دست دوم معرفی کنید یا آنها را به دیگران ببخشید. این کار حس سبکی و رهایی به انسان می دهد و در عین حال انرژی های راکد شده را رها می کند و فضایی برای ورود انرژی های جدید ایجاد می کند.

راز پنجم : آرامش در درون شماست.

آرامش فاصله بین دو احساس است، بعد از تجربه احساس هایی مثل غم و خشم و حتی شادی تا ایجاد شدن احساس بعدی حالتی ایجاد می شود که به آن آرامش گفته میشم شود. آرامش در خلوت درونمان است کافی است به درون خودمان باز گردیم. کافی است چشم هایتان را ببندید، نفس عمیقی بکشید و بدون هیچ تلاشی به صدای آرام درون ذهنتان توجه کنید. گوشه ای در ذهنتان روشنی کوچکی وجود دارد که دروازه آرامش دورن شماست. بهترین جایی که می توانید آرامش را در آن پیدا کنید درون خودتان است.

راز ششم : خودتان را بپذیرید.

بعضی ها به صورت مادرزادی حالت خاصی دارند مثلا دچار معلولیت فیزیکی یا ذهنی هستند، این طبیعت جسم و جان آنهاست، بعضی دیگر هم نه تنها هیچ نقص عضوی ندارند بلکه زیبا و سالم و توانمند هستند اما بخاطر اضافه وزن یا کوتاهی قد یا هرچیز دیگری. پذیرفتن خودمان مهمترین کاری است که لازم و ضروری است که در زندگی مان آن را انجام بدهیم. قدم اول پذیرش، قبول کردن جسم و شرایط فیزیکی مان است، قدم بعدی پذیرش آنچه هستم با تمام و کم و کاستی هایی که داریم.

راز هفتم : حریم شخصی خود و دیگران را رعایت کنید.

لازم است یاد بگیریم برای خودمان حد و حدود مشخصی تعیین کنیم، حریم شخصی مان به دیگران نشان بدهیم و براساس درجه نزدیک بودن افراد به خودمان با آنها رفتار کنیم و البته لازم است حریم خصوصی دیگران را بشناسیم و حد و حدودمان را رعایت کنیم. در زندگی دیگران کنجکاوی نکنیم، سوال های خصوصی را بدون هماهنگی و بی مقدمه نپرسیم، در مورد وزن و تغییر حالت چهره دیگران نظر ندهیم. برای حفظ آرامش و راحتی خودمان در فاصله مناسبی از دیگران قرار بگیریم.

راز هشتم: از یک زاویه جدید به دنیا نگاه کنید.

یک مکعب مربع چند وجه دارد؟ قطعا بیشتر از یک وجه!
مسائل زندگی ما هم مثل هر مکعب مربعی از چند وجه و جنبه ساخته شده اند. ما به نگاه کردن فقط از یک وجه عادت کرده ایم. لازم است دست از عادت های زندگی مان برداریم و زندگی واقعی را در لحظه اینجا و اکنون تجربه کنیم.افکار و باورهایتان را به چالش بکشید. اگر باور دارید که نمی توانید از خودتان سوال کنید اگر بتوانید چه؟ سعی کنید تمام باورها و افکار همیشگی تان را زیر سوال ببرید. نتیجه های جالبی از این چالش خواهید دید.

راز نهم : روی نقاط قوت تان تمرکز کنید.

من و شما مثل هر انسان دیگری نقاط ضعفی داریم و در عین حال نقاط قوت فوق العاده ای داریم. کمی با خودتان خلوت کنید و نقاط قوتی که دارید را مرور کنید، کدام یکی از آنها برای شما ایجاد درآمد می کند، کدام یک حال خوشی در شما ایجاد می کند؟ کدام یک به شما احساس متفاوت بودن، خاص و منحصر بفرد بودن می دهد؟ با خودتان مهربان باشید و تمام چیزهای خوبی که در خودتان سراغ دارید را بگویید. نقاط قوت تان نیز به توجه و تکرار دارند، نیاز به توجه و گسترش پیدا کردن دارند. به آنها توجه کنید و برای گسترش دادن آنها برنامه ریزی لازم را کنید.

 

محصولات مرتبط پیشنهادی

برای مطالعه بیشتر در مورد عزت نفس، این محصول رو پیشنهاد می کنم: