نوشته‌ها

شغل جدیدی به من پیشنهاد شده که درآمد بیشتر و مسئولیت بیشتری دارد، اما با توجیه های زیادی نمی خواهم آن را بپذیرم. بخشی از من می خواهد به دنبال فرصت های برای زندگی بهتر است ولی بخشی دیگرم می خواهد در شرایط فعلی بمانم چون بیشتر احساس امنیت می کنم.

ادامه مطلب …

اهمال‌کاری یعنی چه؟!

این مساله به دو شکل اهمال‌کاری در رفتار (به تعویق انداختن و انجام ندادن کارها) و اهمال‌کاری در تصمیم‌گیری (به تعویق انداختن انتخاب‌ها) بروز می‌کند.

اهمال‌کاری یا به تعویق انداختن کارها و تصمیمات برای هر کسی در برهه‌ای از زندگی رخ داده است. بنظر می‌رسد اضطراب و نگرانی منجر به اهمال‌کاری می‌شود. در واقع در یک چرخه معیوب، اهمال‌کاری هم منجر به افزایش اضطراب می‌شود.
ممکن است اینطور خودتان را متقاعد کنید که آنچه در حال انجامش هستید مهم‌تر از کارهای اصلی‌تان که به تعویق انداخته‌اید است. اما هر چه زمان می‌گذرد اضطراب شما بالاتر و بالاتر می‌رود زیرا می‌دانید موعد اتمام کار یا اعلام تصمیم نزدیک می‌شود. ترس از قضاوت شدن، افکار منفی مختلفی که مانع به نتیجه رسیدن تلاشتان می‌شود احساس گناه و تمام افکار و احساست بدی که نسبت به خودتان دارید نشانه‌های این اضطراب هستند.

ادامه مطلب …

من خیلی مهربون و بحشنده هستم، برای دوستام وقت می زارم و گاهی وقتا کارای خودمو کنار می زارم که بهشون کمک کنم… اما یه وقتایی هم خیلی حسابگر و سرد رفتار می کنم. فکرای بدی میاد توی ذهنم و رفتارم تغییر می کنه و به نظر یه آدم دروغ گو و بدطینت میرسم… نمی دونم چرا اینجوریم؟

ادامه مطلب …

احساس می کنم خیلی از آدم ها درک نادرستی از من دارن و فکر می کنن که من ضعیف و شکننده هستم! در حالی که فکر می کنم قوی و توانمند هستم. یا فکر می کنن من آدم جالبی نیستم در حالی که خیلی خوب می تونم ارتباط برقرار کنم. حس می کنم دیگران به خاطر درک نکردن من، احترامی که سزاورش هستم رو به من نمی گذارن شاید اگر منو می شناختن طور دیگه ای رفتار می کردن.
باور دارم اگر بمن فرصت داده می شد که طور دیگه ای رفتار کنم می تونستم خیلی بهتر از چیزی باشم که الان هستم. مدام احساس می کنم نمی تونم حرفl رو به خوبی به دیگران منتقل کنم و آنها منظور اصلی حرف من را درک نمی کنن…

ادامه مطلب …

وقتی از کنار دیگران رد می‌شوم، کافیه صدای خنده و حرف زدنشون رو بشنوم، اون وقت مطمئن می‌شوم که درباره من صحبت می‌کنن. اگر در روزی که برای گردش بیرون می‌روم باران بباره، فکر می‌کنم که دنیا نیز بر علیه منه و می‌خواهد برنامه‌هام رو به هم بزنه. البته گاهی اوقات می‌دانم که چنین افکاری غیرمنطقیه؛ اما باور دارم که مسائل به‌طور عمد برایم رخ می‌دهن. توقع بروز بدترین اتفاق‌ها رو دارم و همیشه با عجله نتیجه‌گیری می‌کنم. به‌هیچ وجه دوست ندارم دیگران خود واقعی‌ام رو ببینند؛ چون نمی‌خواهم از من چیزهایی بدونن و بعد بر علیه خودم به‌کار ببرن.»

ادامه مطلب …

من تمام عمرم دنبال چیزهایی بودم که حتی مطمئن نیستم می خواستمشون یا نه؟! توی زندگی چیزهایی وجود دارند که واقعا آنها رو نمی خوام اما بیشتر چیزایی که واقعا می خوام رو ندارم خیلی وقتا که وارد رابطه می شم یا چیزی رو بدست میارم نمیدونم چی باعث شد که اولش فکر کنم همچین چیزی برای همچین کسی  رو میخوام؟!

ادامه مطلب …

وابستگی یعنی رابطه‌ی مبتنی بر نیاز!
لازمه کمی در مورد این جمله توضیح بدم اصلا وابستگی رابطه‌ی مبتنی بر نیاز یعنی چی؟
منظورم رابطه‌ای هست که وقتی واردش می‌شیم یه هدف جز اینکه در ارتباط باشیم، توی ذهنمون داریم مثلا وارد رابطه با مردی می‌شیم و انتظار داریم همه هزینه‌ها به پای اون باشه! یا فکر می‌کنیم شریک ما مسئول تمام عواطف و احساستی هست که ما داریم و دلمون می‌خواد داشته باشیم. البته نه تنها اینو بهش نمی‌گیم بلکه کلا چیز در مورد نیازهامون نمی‌گیم و توقع داریم خودش بفهمه! حالا از کجا؟! خدا می‌دونه…

ادامه مطلب …

تا حالا فکر کردی که چرا به کسی وابستگی پیدا می‌کنی؟ چی میشه که همش نگران از دست دادن اون فرد هستی و هر کاری برای حفظ رابطه ی بینتون می‌کنی؟

واقعیت اینکه که اکثر ادما در درونشون احساس بی‌کسی و تنهایی عمیقی می‌کنن. و متاسفانه برای تجربه نکردن درد این تنهایی و بی‌کسی؛ وابسته بودن رو انتخاب می‌کنن و تجربه‌ی قابل توجه‌ای از آزادی ندارن.
آدمای وابسته حاضر نیستن از چیزهایی شناخته شده‌ای که اطرافشون پر کردن دست بردارن یا خطر کنن و برن سراغ چیزهای ناشناخته‌ی که عامل اصلی رشد محسوب میشه. ادامه مطلب …

ساختن اعتماد‌به‌نفس درست مثل ثروتمند شدن و یک شبه اتفاق نمی‌افتد؛ بلکه قطره‌قطره و با انجام کارهای روزانه زیاد می‌شود. یکی از روش‌های افزایش اعتماد‌به‌نفس، عادت‌ها هستند که برای کم‌کردن مصرف سوخت مغز تکرار می‌شوند، خبر خوب این است که شما بسادگی می‌توانید عادت‌های خوب ایجاد کنید تا هر روز یک شروع عالی داشته باشید. ادامه مطلب …

وای نه بازهم صبح شد باید بروم! فقط ۵ دقیقه دیگر بخوابم بیدار می‌شم…

اکثر روزها به سختی بیدار می‌شویم و سخت‌تر از بیدار شدن از تخت خوابمان جدا میشویم و آرزو می‌کنیم کاش زمان کش بیاید تا کمی بیشتر بخوابیم و استراحت کافی داشته باشیم.
تا بحال فکر کرده‌اید چرا با وجود خوابیدن بیشتر از ۸ ساعت باز هم دلمان نمی‌خواهد بیدار شویم؟ من هم مثل شما، دوست داشتم صبح به راحتی بیدار شوم و روحیه خوبی داشته باشم… با اینکه در خانه ما سحر‌خیزی یک سنت خانوادگی است، من اکثر روزها خواب می‌ماندم و با اخم و بدخلقی بیدار می‌شدم. احساس خوبی نداشتم، دلم می‌خواست سرحال و خنده‌رو باشم، می‌خواستم تغییر کنم اما نمی‌دانستم چطور این عادت را تغییر بدهم… در ادامه این مطلب هر آنچه آموختم و بکار گرفتم تا این مسله را حل کنم را با شما در میان می‌گذارم. با من همراه باشید. ادامه مطلب …