نوشته‌ها

خودم را کاملا از دیگران جدا کرده ام چون فکر می کنم من آدم گوشه گیر و منزوی هستم. هر چند که مطمئن نیستم که واقعا گوشه گیر و منزوی باشم. خیلی اوقات افرادی که دائما در جمع و با دیگران هستند را نقد می کنم و فکر می کنم آنها از سر بی کاری و بی هدفی در جمع ها هستند. من تمایلی به داشتن رابطه دوستانه یا رابطه عاطفی با کسی ندارم.

ادامه مطلب

احساس می کنم آدم باهوش و توانمندی هستم اما زمانی که در حال انجام کاری هستم فکری به ذهنم می آید که شاید نتوانم از پس این کار برآیم. خیلی اوقات از فکر کردن به کارهایی که می دانم قادرم آنها را انجام بدهم اجتناب می کنم چون می دانم از دسترس من خارج هستند یا اگر آنها را انجام بدهم گند خواهم زد!

ادامه مطلب

من خیلی مهربون و بحشنده هستم، برای دوستام وقت می زارم و گاهی وقتا کارای خودمو کنار می زارم که بهشون کمک کنم… اما یه وقتایی هم خیلی حسابگر و سرد رفتار می کنم. فکرای بدی میاد توی ذهنم و رفتارم تغییر می کنه و به نظر یه آدم دروغ گو و بدطینت میرسم… نمی دونم چرا اینجوریم؟

ادامه مطلب